معرفي كتاب
مدير تحقيق: حسين پيرزاده
همكاران تحقيق: آراز امين
ناصري، الهام رحمت آبادي، مهرك كمالي
ويراستار علمي: جواد
مهديزاده
ناشر: وزارت مسكن و
شهرسازي/ معاونت شهرسازي و معماري
نوبت چاپ اول: 1387،
شمارگان 2000 نسخه
شهرها به عنوان محل تجلي
تمدن بشري همواره در حال تغيير و تحول اند زيرا با گسترش و پيشرفت فناوري، رشد سبك
هاي جديد زندگي، كيفيت توسعه كالبدي شهرها تغيير نموده و با ژرف نگري در عمق علوم
نظري و مباني انديشه بشري امروز ديدگاه هاي توسعه نيز دچار دگرگوني شده است. رشد و
توسعه شهرهاي كهن به دليل ساختار اجتماعي جامعه و در عين حال محدوديت ها و امكانات
ناشي از فناوري هاي در دسترس، در مقايسه با شرايط كنوني بسيار متفاوت بوده است.
فرايند برنامه ريزي توسعه شهر براساس قراردادهاي نانوشته اجتماعي، مراحل رشد خود
را طي كرده است اما در جهان امروز دانش نوين برنامه ريزي براي توسعه شهري جايگزين
روش هاي سنتي شده است.
كتاب ״اصلاح نظام مديريت توسعه شهري در
ايران״ حاصل تلاش گروهي از متخصصين برنامه
ريزي شهري است كه با استفاده از روشهاي مرسوم در دانش شهرسازي سعي كرده اند طي
مراحل مطالعه، به تحليل و استنتاج تجربيات چند دهه اخير طرح هاي توسعه شهري در
ايران و جهان بپردازند و مطابق مسائل شهري در ايران راهكارهاي مناسبي براي برنامه ريزي
و اصلاح نظام مديريت توسعه شهري ارائه كنند.
طرح هاي توسعه شهري در
ايران، از حدود نيم قرن پيش، با تاثير پذيري از الگوهاي كشورهاي غربي، در كشور
رواج پيدا كرده و اجراي اين طرح ها با توجه به شرايط و نيازهاي زماني خود، با
مجموعه اي از نتايج مثبت و منفي همراه بوده است كه امروزه به ارزيابي همه جانبه و
بازنگري دقيق، به منظور اصلاح و تكامل شهرسازي كشور نياز دارد.
اين كتاب به دنبال حاد
شدن مسائل شهرنشيني و شهرسازي در كشور و با توجه به ضرورت مطالعه موضوع تحول در
نظام شهرسازي كشور، كه هم در ميان سازمان هاي تصميم گير و هم در بين نهادهاي تصميم
ساز در حرفه شهرسازي مطرح است، به بررسي، مطالعه و اصلاح نظام مديريت توسعه شهري
در ايران پرداخته است.
اين كتاب پس از ارائه
چارچوب نظري، و طرح مفهوم برنامه ريزي راهبري به موانع موجود در مسير توسعه طرح
هاي راهبردي پرداخته و از تجارب فرايند مديريت توسعه شهري و ساختار مديريت توسعه
شهري در نظام هاي مختلف (كشورهاي انگلستان، آلمان، فرانسه، آمريكا، چين و ژاپن)
بهره گرفته است و بسيار هوشمندانه از سازمانها، نهادها و صاحبنظران نظر خواهي
نموده كه به غناي اين كار پژوهشي افزوده است.
در اين كتاب اولا دستاوردهاي
عمده الگوي برنامه ريزي جامع و طرح هاي جامع-تفصيلي در ايران كه منجر به ايجاد يك
نظام نظارت قانوني بر روند توسعه و عمران شهرها، و رواج دانش ها و روش هاي جديد
شهرسازي براي پاسخگويي به نيازهاي جديد شهرنشيني از جمله توليد انبوه مسكن، گسترش
حمل و نقل جديد و توسعه فضاهاي جديد شده است را مورد مطالعه قرار داده و ثانيا بستر
سازي كلان، اجراي طرح هاي جامع-تفصيلي در ايران، مشكلات و محدوديت هاي روبه رو و
برخي عوارض منفي و نامطلوب و خصوصيات ماهوي و نظري اين الگو و عدم انطباق طرح هاي
جامع با شرايط كشور و عدم امكانات اجرايي آنها را به دقت ديده است.
كتاب ״اصلاح نظام مديريت توسعه شهري در
ايران״ وضعيت كشورهاي در حال توسعه و از
جمله ايران را بسيار شفاف بررسي نموده و مسائل و مشكلات شهرنشيني و شهرسازي را به
عواملي فراتر از حوزه برنامه ريزي و مديريت شهري بر مي گرداند و در واقع عدم
زيرساخت هاي مناسب اقتصادي- اجتماعي، رشد
بالاي جمعيت و هجوم وسيع روستاييان به شهرها، كمبود قوانين مناسب در بهره گيري از
اراضي شهري، ضعف نهادهاي مدني و نظارت عمومي، بي ثباتي سكونتگاهها، ضعف نهادهاي
حرفه اي برنامه ريزي، ضعف نهادهاي حفاظت از منابع طبيعي و فرهنگي و مانند اينها را
امكانات محدودي براي موفقيت طرح هاي توسعه عمران شهري مي داند.
اين كتاب در چند مرحله
شيوه سياستگذاري، شيوه هدايت و راهنمايي، شيوه تهيه طرح ها، شيوه نظارت بر روند
تهيه طرح، شيوه بررسي طرح، شيوه اجراي طرح، شيوه نظارت بر اجرا و شيوه بازنگري و
اصلاح طرح هاي توسعه عمران شهري را براي دستيابي به راهكارها و اقدامات آتي
پيشنهاد نموده است و با بررسي تجارب جهاني و مطالعات نظري عميق بحث در عرصه نظري
را آسان و در عرصه عمل را با مشكلات بيشماري مواجه مي داند و از آنجا كه هنوز زبان
مشتركي بين متوليان، مسئولان رسمي شهرسازي و
جامعه حرفه اي شهرسازي وجود ندارد بحث و تبادل نظر در زمينه دانش ها و تجارب مختلف
را راهگشاي اصلاح نظام مديريت توسعه شهري مي پندارد.
هدف اين كتاب ارائه پاسخ نهايي به موضوعات طرح
شده نيست بلكه باب كردن شيوه گفت و گو و انتقال تجارب و نظرات در اين زمينه است و
چنين مي پندارد كه تجربه هاي جديدي كه زير عنوان رويكرد راهبردي و يا طرح هاي
راهبردي صورت مي گيرد، هنوز
با كمبودهاي جدي روبه روست و در نهايت اختلاف نظر فراوان و در مجموع نوعي بحران در
فضاي شهرسازي كشور را گوشزد مي كند.
كتاب مذكور با ارائه ساده
پيچيدگي هاي موجود در نظام مديريت توسعه شهري در ايران ابعاد مختلفي از اين پديده
را بررسي كرده و بيشك اين كتاب ميتواند براي متخصصين حرفه شهرسازي، مديران شهري،
كارشناسان و دانشجويان راهگشا بوده ضمن اينكه مبنايي براي پژوهشهاي آتي و راهنمايي
مدون براي تصميم سازي و تصميم گيري در امر مهم توسعه شهري باشد.
