X
تبلیغات
www.soc.blogfa.com - معرفی و خلاصه ای از کتاب جامعه شناسی ارتباطات – دکتر ساروخانی

www.soc.blogfa.com

در حاشیه جامعه شناسی

معرفی و خلاصه ای از کتاب جامعه شناسی ارتباطات – دکتر ساروخانی

در سرتاسر کتاب جامعه شناسی ارتباطات، نوشته دکتر باقر ساروخانی، سخن از ارتباط انسانهاست و یکی از هدفها نه تنها برقراری ارتباطات انسانی و خروج انسان از خلأ تنهایی است بلکه تقویت ارتباط، تحکیم و تداوم آن است.

تنهایی هراس دائم انسانها

بدرستی هرگاه انسان از جامعه می برد و در تنهایی غوطه می خورد با همان سرعت راه به سوی انحراف، اعتیاد و حتی خودکشی می برد دلایلی چند بر این مدی را در آغاز در ادبیات می جوئیم: در تمامی تاریخ هنگامی که نویسنده سخن از هنر برای هنر می راند یعنی بنوعی در لاک خود غوطه می خورد، بی هیچ شبه راه به سوی اعتیاد، انحراف و خودکشی می گشاید و تقریباً هیچ استثنایی برای آن نیست. در جامعه شناسی با پیدایی گروه سنجی کلیتی نو پدید آمد و در آن سخن از گروه درمانی بود. هرجا انسانهایی که در غم فرورفته اند و سخن از پوچ گرایی، هرج و مرج گرایی و به طور کلی زبونی دنیای هستی می رانند، یکی از مؤثرترین راهها، بازگشت آنان به جامعه در پرتو شبکه ای از ارتباطات منظم و پی گیراست. امیل دورکیم جامعه شناس معروف فرانسوی زمانی که اثر برجسته اش ( خودکشی ) را تألیف می کرد، در جستجوی علل و عوامل این پدیده بود که به مفهوم ( خلأ اجتماعی ) رسید. او در اروپای زمانش تحقیق می کرد و می دید فقر، معلول بودن، ناتوانی و... هیچ کدام خودکشی را تبیین نمی کنند. برعکس کشورهایی چون جوامع اسکاندینا که در رفاه سرآمد دیگرانند بسیار بیشتر تن به خودکشی می دهند. بنابراین با مفهوم خلأ اجتماعی، او می دید هرقدر فاصله انسانها از جامعه بیشتر است به همان نسبت به خودکشی نزدیکتر می شوند. در دنیای سیاست تنها بازی دشمن همواره یکی از ابزارهای اساسی بوده است. این همه بدان سبب است که در تنهایی انسانها به یزرگ سازی مشکلات خود می پردازند. بسیارند کسانی که در برابر مشکلات چنان به ستوه آمدند که جز خودکشی راهی ندیدند، اما چون در آن ناکام ماندند و مشکل را با دیگران مطرح کردند خود دیدند که چقدر در اشتباه بودند. اگر ارتباط انسانها با یکدیگر نبود، بنای عظیم فرهنگ انسانی پا نمی گرفت، هیچ یک از دستاوردهای بزرگ انسانی نظیر زبان، خط و ... پدید نمی آمد. بدین سان می بینیم تنهایی آفت روح انسان بوده است. اندیشمندان جدید در روان شناسی تا آنجا در بحث از اهمیت ارتباطات انسانی سخن رانده اند که می گویند ( بگو با کی دوستی تا بگویم هستی ).

در این تحقیق، ابتدا مطرح کردم ارتباط چیست؟ سپس به اهمیت ارتباط درسطح فرهنگ و تعالی انسان پرداختیم سپس انواع ارتباط را مطممح نظر قرار خواهم داد و پس از آن عناصر اصلی ارتباط مورد توجه قرار خواهد گرفت.

ارتباط اجتماعی چیست؟

ارتباط از نظر لغوی واژه ای است عربی از باب افتعال که در فارسی به صورت مصدری به معنای پیوند دادن، ربط دادن و به صورت اسم مصدر به معنای بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه استعمال می شود. (ادوین امری) مفهوم ارتباط در معنای عام را چنین تعریف می کند: ( ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر به طور کلی هرفرد برای ایجاد ارتباط با دیگران و انتقال پیامهای خود به ایشان از وسایل مختلف استفاده می کند. مثلاً وقتی انسان با نگاه یا لبخند نشاط خود را به دیگری نشان می دهد، یا هنگامی که شخصی به شخص دیگر صبح به خیر می گوید و با بیان شفاهی دوستی و صمیمیت خویش را به او می فهماند و با وی ارتباط برقرار می سازد.

در تعریفی بسیار مؤجز، لاندبرگ، شراگ، و لارسن، ارتباط را عبارت از انتقال معانی یا پیام از طریق نمادهایی چند می دانند. به نظر این سه دانشمند، زمانی که انسان ها از طریق نمادهایی چند به تأثیر بر یکدیگر می پردازند، در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند. همین تعبیر، با کاربرد مفهوم پیام با معنایی مشخص به جای نماد در تعریف زیر از ارتباط آمده است: ( ارتباط را می توان جریانی دانست که در طی آن دونفر یا بیشتر به تبادل افکار، نظرات، احساسات و عقاید خود می پردازند و از طریق به کار بردن پیامهایی که معنایش برای کلیه آنها یکسان است به انجام این امر مبادرت می ورزند ). از از جانب دیگر چارلزکولی به عنوان یکی از معتبرین محققان این رشته، ارتباط را مکانیسمی می داند که از خلاق آن روابط انسانها برقرار می شود و بسط می یابد. تمامی نمادهای ذهن، به همراه وسایل انتقال آنان در فضا و حراست از آنان در زمان در محدوده ارتباط جای می گیرند. پس ارتباط، انتقال پیام به دیگری و اساس شکل گیری جامعه است. بنابه تعبیر کارت بنا به تعبیر شک دستوری که بر اساس آن همه چیز را به تردید می نهد تا بنایی محکم از اندیشه های متقن فراهم آورد و با این جمله آغاز می کند که من (من فکر می کنم پس من هستم)، می توان گفت نگارش همین سطور نیز در فرایند ارتباط جای می گیرد.

اهمیت ارتباط و آثار آن

می توان گفت: ارتباط سرچشمه فرهنگ و موجب تکامل آن است. تا زمانی که انسانها پراکنده بودند، بدرستی هیچ یک از عناصر ارتقای فرهنگی را کسب نکردند. در تاریخ علم نیز نمونه های نادری که از انسانهای تنها در دست است، به عنوان مثال: کودکی نظیر ویکتور که در جنگلهای آویرن فرانسه تنها و فاقد هر ارتباط انسانی بدست آمد، جز موجودی شبه انسان نبود و تنها شباهتش با انسان، اوراگانیسم او بود. او همانند حیوانات دیگر زوزه می کشید، چهار دست و پا راه می رفت و جالب آنکه حتی بعد از بازگشت به جامعه و آموزش، باز هرگز نتوانست انسانی همانند دیگران شود گویی سالهای نخست حیات در تکوین ذهن، اهمیتی حیاتی و ترمیم ناپذیر دارد. پس فقدان ارتباط، آثاری برجای می گذارد که اهم آن چنینی است: فقدان زبان: انسان دور از جامعه فاقد ابزار اساسی ارتباط یعنی زبان است. از این رو آموخته هایش قابل انتقال نیستند و نیز امکان استفاده از تجربیات انباشته انسانهای دیگر را نخواهد یافت.

سکون نسبی زمان اجتماعی: انسانها با تجمع، به تبادل دانستنی ها دست می زنند، با تراکم ارتباط این تبادل قوس صعودی می پیماید و در جریان نوعی انباست قرار می گیرد تقسیم کار اجتماعی به بیان دورکیم منبحث از همین تجمع انسانها است که خود موجبات امراز تخصص و سرانجام ارتقای فرهنگ را فراهم آورد. حرکت در حیات انسان تنها ناچیز است، از این رو است که دیروز و امروز و فردایش فاقد تمایزی معنی دار خواهند بود و به تعبیر جامعه شناسان زمان اجتماعی او دچار نوعی سکون یا تحجرنبی است.

عدم امکان انتقال دانسته ها: انسانها صرفاً در جمع و در تجمع می توانند مهارتها، یافته ها و دانسته های خود را به دیگران منتقل سازند و با ابداع زبان و سپس خط و کتابت، موجبات بقا و دوام آنان را در تاریخ فراهم آورند. در نتیجه این فرایند، به بیان فرانسیس بیکن، انسانها در هر نسل بدان مانند که بر شاخه نسلهای پیشین جای دارند، هم از چشم اندازی وسیعتر برخوردارند و هم از دانشها، آورده ها و مهارتهای میلیونها انسان پیش از خود سود بر می گیرند. از همین رو است که اگوست کنت جامعه را تنها متشکل از زنده ها نمی داند، بلکه به رغم او مرده ها نیز جزئی از جمعیت یک جامعه به حساب می آیند، چه اندیشه ها و دستاوردهای آنان در جریان تبادل قرار پس می توان گفت: ارتباط انسانی منشأ فرهنگ به عنوان زمینه و مبنای حرکت و ارتقای انسانی است. فقدان ارتباط، به معنای سکون نسبی در حیات انسانی و مانعی در راه هرنوع تعالی اجتماعی است.

2- کاستی در ارتباط اجتماعی و آثار آن

اهمیت ارتباط را نه تنها با شاخص فقدان ارتباط و آثار آن می توان سنجید، بلکه از طریق آثار و عوارضی که در صورت کاستی در ارتباط انسانی پدید می آیند، نیز می توان دید. هرقدر دانش اجتماعی به پیش می رود، بیشتر مشخص می شود که انسان منزوی، تنها و فاقد ارتباط با دیگران، در معرض بسیاری از آسیب های اجتماعی از جمله خودکشی است. امیل دورکیم، در اثرش (خودکشی) به همین نتیجه دست می یابد، از این رو از دیدگاه او خودکشی بیش از آنکه منبحث از تنگدستی، مرض، یا حتی نقص عضو باشد، از خلأ بین فرد و جامعه یا کاستی در روابط انسانی منشأ می گیرد. از این رو است که امروزه سخن از گروه درمانی رانده می شود. بدان معنی که با بسط و تحکیم ارتباط انسان با دیگران، می توان بسیاری از نابسامانیهای روانی وی را تسکین داد. شاید فلسفه صله رحم در اسلام نیز همین باشد. با بیرون کشیدن فرد از تنهایی، می توان او را به زندگی امیدوار ساخت و موجبات فراموشی بسیاری از ابتلائات او را فراهم نمود، از همین روست تأکید مکرر دین مبین اسلام بر اینکه ( به پیمان خداوند درآویزند و از پراکندگی بپرهیزید ). از دیدگاه دیگر و با در نظر گرفتن بحران جوامع جدید صنعتی، سوروکین جامعه شناس معاصر، بر این نکته تأکید دارد که یکی از شاخصهای ورود جوامع به عصر حسی، کاستی یا اختلال در ارتباط انسانی است. آن گاه که به رغم او ایدئولوژی به فراموشی سپرده می شود، و شئی سروری موجبات انتقال ارزش از انسان به شئی را فراهم می سازد، یا اینکه از خودبیگانگی در فراموشی خویشتن خویش و غربت انسانی تجلی می نماید، روابط انسانی صرفاً تابع معیارهایی چون مصلحت گرایی و ماده گرایی می شود. در این چارچوب، ارتباط انسانها آسیب پذیر، گذرا، شکننده، وسست خواهد بود و همین روند به گسترش میزان طلاق، خودکشی، فحشا و همه آسیب های اجتماعی منجر خواهد گردید. با توجه به همین شاخص ها است که در دایرة المعارف علوم اجتماعی با در نظر گرفتن حرکت وسط ارتباط انسانها و حرکت ارتقایی جوامع چنین آمده است: « حرکت تمدن بشر به معنای بسط شعاع ارتباط انسانهاست. در یک جامعه ابتدایی ارتباط فقط بین اعضای قبیله صورت تحقق می یابد و در نهایت به قبایل اطراف بسط می پذیرد. امروزه و در تمدن جدید، پیدایی یک حادثه خاص مثلاً در پاریس، حوادث زنجیره ای وسیعی را در سطوح مختلف در دیگر نقاط جهان پدید می آورد» که عامل اصلی آن وسعت شعاعارتباطی از سوی دیگر است. با توجه به بساط دامنه و زمینه های ارتباط در جهان ما، می توان گفت که (ففرایند) ارتباط دربرگیرنده زمینه هایی از رفتار انسانی است که از مدتها قبل مورد توجه سیاستمداران، انسانگرایان و مبلفین بوده است.

انواع ارتباط اجتماعی

1- ارتباط مستقیم

ارتباطی است بدون واسطه بین انسان یا انسانها با انسانهای دیگر. بی واسطه بودن ارتباط از جهات مختلف مطمع نظر قرار می گیرد.

الف) گاه ارتباط فرد یا افراد با فرد یا افرادی دیگر بدون نیاز به فرد یا افرادی واسط صورت می گیرد.

ب) در مواردی چند، ارتباط بدون نیاز به فرد یا افراد واسط و نیز وسایل یا ابزار واسط (وسایل ارتباط جمعی) صورت می گیرد.

ج) گاه، ارتباط مستقیم آن نوع ارتباطی است که بدون نیاز به فرد یا افراد واسط، وسایل یا ابزار واسط یا حامل (زبان و...) صورت می گیرد (ارتباط اشاره ای، بدنی، حرکتی و...)

پس به طور روشن می توان گفت: ارتباط انسانها هرگز به طور مطلق بی واسطه نیست، چه همیشه واسطه ای خاص، در جریان تحقق آن وجود دارد. پیچیدگی ارتباطات انسانی نیز تا حدی تابع همین واسطه هاست. در بسیاری از موارد برداشت نا یکسان از یک حامل (نظیر یک لغت یا مفهوم) به قطع ارتباط یا بروز و دشواریهایی چند در آن منجر می شود، در اکثر موارد، حرکات خاص بدن، یا چهره معناهای یکسانی در ذهن طرفین ارتباط متبادر می سازد و موجبات بروز سوء تفاهم را فراهم می سازد و با خود مشکلات ارتباطی را به همراه می آورد.

2- ارتباط جهانی

با در نظرگرفتن محدوده ارتباطات ( درون مرزی های ملی یا فراتر از آن )، ارتباط را به دو نوع ملی و جهانی یا بین المللی تقسیم می کنند. با گسترش وسایل حمل و نقل و ابزار جهانی ارتباط جمعی، شاهد بسط ارتباطات بین المللی هستیم. از این رو، ارتباط بین المللی از هر دیدگاه و با در نظرگرفتن چهار نوع از وسایل و ابزار مطرح می شود:

1- ابزار ارتباط جهانی نظیر تلفن، تلگراف، بی سیم و...

2- ابزار ارتباطی که صورت فراملی یافته اند، نظیر تلویزیون اروپایی

3- وسایل ارتباط جمعی با انعکاس جهانی

4- ابزار یا وسایل حمل و نقل که حرکت یا جابه جایی انسانها را در سطح جغرافیا فراهم می آورند.

پیدایی اقمار، رشد شبکه های حمل و نقل و گسترش ابزار الکترونیک در ارتباطات جهانی، موجبات پیدایی نوعی فرهنگ جهانی را فراهم می آورند. امروزه بسیاری از واژگان در سطح جهانی کاربرد دارند، انواعی از غذاها در سطح جهانی با یک نام و یک شیوه طبخ صرف می شوند، البسه خاصی در جهان به کار می روند و....

3-فرایند ارتباطی است که از طریق سخن یا نمادهای گوناگون برقرار می شود، بدون آنکه معنای دقیقی (محتوی) انتقال یافته باشد. در جریان این فرایند ارتباطی، صرفاً حالات احساس گونه منتقل می شوند و همبستگی اجتماعی و آمادگی روانی مشترک پدید می آورند. این مفهوم در آغاز توسط مالیزسکی به کار رفت. او در علت کاربرد این مفهوم می نویسد: ( در جوامع ابتدایی، زبان به عنوان یک پیوند در فعالیتهای انسانی سنجیده شده و جزئی از رفتار انسانی شناخته می شود. زبان در چنین جوامعی شیوه عمل و نه یک ابزار تفکر است. امروزه این نوع ارتباط را ارتباطی می دانند که در آن نمادها موجبات انتقال آمادگی های روانی را فراهم می سازند و همبستگی به بار می آورند. به نظر هاکت قسمت اعظم ارتباطاتی که از طریق هنر و مخصوصاً موسیقی برقرار می شوند، از این نوعند برید نیز ارتباط احساس برانگیز را در ارتباطات جمعی ( نظیر انبوه های خلق ) سراغ می گیرد.

4- ارتباط معطوف به هدف

نوعی خاص از ارتباط است که در آن برقرارکننده ارتباط دارای هدفی خاص، از پیش تعیین شده و برخوردار از برنامه ای مدرن است، نظیر ارتباط پرسشگر با پاسخگویش.

5- ارتباط بازتابی

در برابر ارتباطات برنامه ای، یا معطوف به هدف، در این نوع ارتباط، هدفی از پیش تعیین شده وجود ندارد، فرد یا افراد یکباره و بدون هیچ آگاهی در جریان اتباط قرار می گیرند. انبوههای خلق در مواردی چند زمینه چنین ارتباطاطی را فراهم می سازند.

6- ارتباط اجتماعی ( معنای خاص )

در معنای خاص به ارتباطی اطلاق می شود که موجبات انتقال معانی یا پیامهایی در بین جمعی را فراهم می سازند، پس ارتباط اجتماعی مستلزم وجود چند عنصر است:

الف) وجود بیش از یک نفر در جریان ارتباط از هرسو (فرستنده یا گیرنده پیام)

ب) وجود نشانها یا نمادهایی که حامل پیامند. در این میان زبان یکی از مهمترین ابزار ارتباط اجتماعی است. لیکن، نباید فراموش کرد که زبان با همه اهمیت آن نه تنها ابزار ارتباطی است و نه کاملترین آن. زبان تنها وسیله ارتباطی نیست، چون در دنیای گسترده نمادها، یک علامت یا یک نگاه حاوی معنا است و ایجادکننده ارتباط.

کاربرد گسترده مجراها در انتقال پیام و ایجاد ارتباط اجتماعی، یکی از ابعاد ارتباطی عضو صادر جامعه جدید است. هرچند مجراها در همه زمانها وجود داشته اند (نظیر جارچی ها، چاووشها در گذشته های دور) لیکن، پیدایی عصر ارتباطات با اختراع وسایل ارتباط جمعی نظیر رادیو، تلویزیون و مطبوعات تحقق پذیر گشته است و در آن، ارتباط از صورت مستقیم و چهره به چهره درآمد و صورت جمعی، همه جایی، با بردی بی سابقه یافت. ژرژمیل در کتابش (زبان و ارتباط) چهار هدف برای ارتباط اجتماعی بر می شمارد: 1- یکسانتر کردن اطلاعات 2- یکسانتر کردن افکار عمومی 3- دگرگونی سلسله مراتب گروهی، 4- اظهار و انتقال حالات عاطفی. لیکن، باید گفت، تنها اهداف ارتباط اجتماعی اینان نیستند. ارتباط اجتماعی، سرآغاز پیدایی و عامل اساسی در تداوم جامعه است. با آن فرایند اجتماعی شدن تحقق پذیر است، موجب پیدایی فرهنگ می گردد و انتقال آن را از نسلی به نسل دیگر میسر می سازد.

7- فرار ارتباط

به معنای ارتباطی است که قواعد ارتباط یا ارتباطهای بعدی را مشخص سازد. جمله (من می خواهم در مورد سیاست با تو حرف بزنم) فراتر از ارتباط یا ماورای ارتباط مستقیم است. هنگامی که بدون هیچ مقدمه شروع به گفتگو در زمینه سیاست می نمائیم، این خود ماورای ارتباط غیرمستقیم است. ماورای ارتباط می تواند یک حرکت بدنی باشد، یا یک لبخند و حتی یک نگاه. وقتی که سخن می گوید و ما ابرو در هم می کشیم. این خود ماورای ارتباط است، زیرا از این طریق پیامی به او رسانده ایم و قاعده ای را در زمینه ارتباط به اوگفته ایم.

8- ارتباط حرکتی

ارتباطی است نه از طریق سخن، بلکه با حرکات. به عنوان مثال، زبان بدنی موجبات پیدایی ارتباط حرکتی را فراهم می سازد. هرحرکت چهره یا سرو دست معنایی را به ذهن طرف ارتباط متبادر می سازد و در هر جامعه نیز تمایز می پذیرد. اعمالی چون گریه، فریاد، خنده، نه تنها در بین ملل مختلف معناهای متمایز دارند، بلکه در بین لحظه ها و مکاتبات فکری گوناگون نیز نماد دنیای خاص روانی افراد است. در باب انواع ارتباط سخن بسیار است، بعضی سخن از ارتباط مکتوب در برابر ارتباطات شفاهی رانده اند. برخی از ارتباطات سطحی و فضایی، در برابر ارتباطات عمقی و ذوب مانند سخن به میان آورده اند. حقیقت این است که ارتباط اساس هستی اجتماعی است و با آن ابعاد گوناگون حیات جمعی قوام می یابد و از همین رو نیز دامنه ای به فراخنای هستی اجتماعی دارد.

عناصر ارتباط اجتماعی

پنج عنصر یا رکن در فرایند ارتباط قابل تمیز است: 1- فرستنده پیام 2- گیرنده پیام 3- پیام (محتوی) 4- وسیله ارتباط 5- اثر ارتباط

1- فرستنده- گیرنده و گردونه ارتباط

الف- عمل وارونه

گیرنده پیام به صور گوناگون امکان می یابد که بر فرستنده تأثیر گذارد و این تأثیر بازگشتی را عمل وارونه می خوانند. نگاه مستحمین خاموش، حرکت سر و خطوط چهره آنان، همه می توانند حاکی از تأکید یا عدم تأکید، خستگی، جذب و یا دفع سخن باشند و صاحب سخن را از اطناب یا جاذبه سخنش، درستی یا تردید در باب گفتارش مطلع سازند و در نیمه راه سخن، او را به تغییر در نحوه یا محتوای سخن وادارند. در مواردی چنین (با پیدایی و بسط وسایل ارتباط جمعی) بینندگان یا شنوندگان را این امکام فراهم نیست تا نظراتشان را از طریق حرکات سر، چهره یا حتی ابراز عقیده، بیان دارند و به هر نحو بر فرستنده پیام اثر نهند و لیکن، آنان نیز هرگز بی اثر نخواهند ماند.

ب) پس برخورد

همین فرایند، یعنی تأثیر مخاطب بر فرستنده پیام را برخی با تعبیر پس خورد مطرح ساخته اند. در این تعبیر نیز حرکت پیام و تأثیر یک سویه نیست، بلکه در هرلحظه از فرایند ارتباط، شاهد حرکتی از طرف مخاطب به سوی فرستنده پیام هستیم که خود می تواند دوری از تأثیر و تأثر پدید آورد. زمانی که بین فرستنده و گیرنده پیام، رسانه یا وسیله ای به عنوان ابزار واسط ارتباطی قرار می گیرد فرایند پس خورد با اشکالات بسیاری مواجه می شود: 1- از سویی امکان تحقق پس خورد آنی یا ارتجالی وجود ندارد.

2- از سوی دیگر ممکن است فرایند پس خورد دچار فرسایش شود.

ج- اثر بومرانگ

باز تعبیری دیگر از همین فرایند است. هنگامی که چوب بومرانگ را به سوی هدفی یا فردی پرتاب نمائیم، براثر ارتعاشی بودن، بعد از رهایی به سوی خود ما بازمی گرددو به همان نسبت که ضربه برد دیگری سنگین بوده است. بر ما نیز ضربه ای سخت وارد می سازد. از همین ویژگی نیز در راه نشان دادنها بازگشت اثر فرستنده برخود او استفاده کرده اند.

2- وسیله- پیام و گردونه ارتباط

الف- تأثیر وسیله و حدود آن

گذشته از این، یعنی پذیرش تأثیر متقابل فرستنده و گیرنده و طرد نظریه های انفعال مخاطب، بسیاری نیز بر اثرگذاری وسیله انتقال پیام بر فرایند ارتباطی سخن به میان آورده اند. لیکن، در این تأثیر حدی است و نباید چندان بر آن تأکید شود که در ورطه ماده گرایی گرفتار آییم. این تعبیر، بیان معروف مارکسی را به ذهن متبادر می سازد که: در شرایط آسیای بادی و کشتی بخار با جامعه ای خاص مواجهیم.

ب- فن سالاری

هنگامی است که فنون و صاحبان آنان بر حیات انسانی مستولی می شوند و قانون هستی را تعیین می کنند.

ج- هنگامی است که اشیا ارزش گذارند و انسان ارزش خود را ازشئی یا وسیله اش می گیرد. در این شرایط حجم و مدل ماشین یک فرد شخصیت اجتماعی او را می رساند. بدینسان، با ورود یک وسیله ارتباطی (نظیر تلویزیون) به خانه یا روستا، ساکنان آن با دیدن آگهیهای پرزرق و برق از خود بی خود می شوند که تعادل هستیشان ناپدید می شود. از همین رو است که اخلاق انسانی سستی می گیرد و هزینه بر درآمد چنان پیشی می گیرد که فرد مجبور است کار سالهای آتی خود را به فروش گذارد و به زندگی قسطی اعتیاد یابد. تمامی این فرایند به معنای اسارت انسان است در برابر شئی یا کالا و به طور کلی ساخته هایش. باید درصدد آگاهی انسانها برآمد، موجبات بازگشت به خویشتن یاخودیابی را در آنان فراهم ساخت و کالا یا وسیله را در خدمت رفاه و سعادت آنان به کار گرفت.

هانیه عاقلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 11:55  توسط   |