مـقدمه :نقش سنتی زن را به عنوان مادر و خانم خانه دار ،
تاثير عوامل جامعه پذيري و فرايند شكلگيري ايدههاي اجتماعي نقش سنتی زن را به عنوان مادر و خانم خانه دار ، در قرن بیستم دستخوش تغییر و تحول گردیده است . فرض اصلی این است که زنان ، به حق مشارکت اجتماعی فراتر از حدود خانواده و به پایگاه مساوی با مردان در حوزه اصلی حیات اجتماعی دست یافته اند.
موقعیت زنان در جامعه تا چه اندازه بهبود یافته است و چه تبیین هائی برای تغییرات ایجاد شده قابل ارائه است ؛ زنان دروضعیت و موقعیت برابر با مردان و برای پیشبرد فرایند مشارکت اجتماعی ، با چه موانعی مواجه میباشند ؟ نکته اصلی ، شناسایی و ریشه یابی مشئله استمرار نابرابریهای است که زنان در محیط کار ، داخل و هم در خارج از خانه ، با آن مواجه می باشند.
فـرایند تغییر پایگـاه زنـان در بریتانیا
زنـان در قـرن نوزدهـم
بیشتر زنان در بریتانیا قرن نوزدهم از امکانات حقوقی و سیاسی محروم بودند ، امکاناتی که در انحصار مردان بود. زنان در بیشتر موارد به حمایت و پول مردان وابسته بودند و با وجود انواع موانع در دست یابی به فرصتها و مشاغل ، با تبعیضات عمده کاری و آموزشی مواجه بودند.
نقش و وظیفه اصلی و مورد انتظار از زنان ، خانه داری و ایفای نقش مادری بود. زن (از طبقه کارگر)، بنابر انتظار رایج ، مسئولیت ده بار آبستنی و زایمان بچه را بر دوش میکشید و سالهای عمرش را صرف پرورش و پرستاری از بچه می نمود.
زنـان در قـرن بیسـتم
طی قرن بیستم ، بهبود تدریجی در موقعیت اجتماعی زنان در بریتانیا حاصل گردید که حاصل گردید که یادآوری اهم این تغییرات را ضروری میبینیم . زنان با وجود خواستههای متضاد خانوادگی و حرفهای در موقعیت بسیار نابرابر با مردان قرار دارند .
زنان با به راه اندازی جنبش زنان (جنبش دفاع از حق رای زنان)
Suffragette Movement در ابتدای قرنحاضر و با عملیات قدرتمندانه و «عمدتاً» خشن توانستند به حقوق سیاسی برابر با مردان دست یابند . این مبارزه ، به دستیابی زنان به حق رای در انتخابات پارلمانی منتهی گردید. به سال 1918 ، زنان در واقع در سنین بالای 30 سال از حق رای برخوردار بودند و سن رای به سال 1928 به 21 سال تقلیل یافت . با این حال ، زنان برای اولین بار و با برخوردار شدن از حق رای ، به موقعیت مشابه مردان نایل گردیدند.
امروزه زنان در امر تعلیم و تربیت از حقوق مشابه مردان برخوردارند . اعمال تبعیض و منع مردان یا زنان از دروس یا رشته های تحصیلی معین ، و یا منع کردن از ادامه تحصیل در سطوح بالاتر ، آنهم به دلیل مرد یا زن بودن عمل غیر قانونی شمرده میشود.
امروزه زنان را برای ورود به انواع بیشتری از مشاغل مناسب می بینند و تعداد بیشتری از زنان به مشاغل درآمدزا وارد میشوند . اکنون حدود 43 درصد از نیرویکار در بریتانیا را زنان تشکیل می دهند ، با این وصف ، زن به استقلال مالی بیشتری دست یافته است.
« قوانین فرصتهای برابر » Equal opportunity در بهبود یافتن موقعیت زنان و غالب آمدن آنها بر پیشداوری و تبعیض (علیه زنان) موثر بوده است.
بعنوان مثال ،« قانون برابری مزد» Equal Pay Act سال 1970 ، پرداخت مزد نابرابر به مزد و زن در ازای کار برابر ، از سوی کارفرمایان را غیر قانونی اعلام کرد. « قانون تبعیض جنسی » سال 1975 ، تفاوت قائل شدن بین مردان و زنان در کار ، امکانات رفاهی و فرصت های آموزشی را غیر قانونی دانست و « کمیسیون فرصتهای برابر » برای اجرائی نمودن قانون تبعیض جنسی و قانون پرداخت مزد برابر شکل گرفت تا سطح برابری فرصتها بین مردان و زنان را ارتقاء بخشد.
زنان در مالکیت بر اموال و دارائی ، به حقوق برابر با مردان دست یافتند . قوانین دارائی زنان متاهل سالهای 1880 و 1882 ، حق برخورداری از حقوق مالکیت برای زنان متاهل را لحاظ نموده است و قانونی دیگر ، تقسیم برابر اموال و دارائی ها بین مرد و زن به هنگام طلاق را به رسمیت شناخته است.
با تصویب قانون دعائی حقوقی زناشوئی «طلاق» به سال 1923 ، زنان به حقوق مساوی با مردان دست یافته اند.
چرا پایگاه زنان در بریتانیای قرن بیستم تغییر یافت ؟
تغییر پایگاه زنان در بریتانیای قرن بیستم ، آنچنانکه ذکر شد را میتوان با توجه به عواملی چند تبیین نمود.
فـرصـتهای برابر
« قانون پشتیبان شماست و ما هم چنین »
«کمیسیون فرصتهای برابر » به سال 1975 و برای اجرای موثر « قانون تبعیض جنسی » و «قانون پرداخت مزد برابر » شکل گرفت . رفع تبعیض جنسی در اشتغال ، در فرصتهای آموزشی ، تربیتی و در تدارک کالاهای عام المنفعه ، تسهیلات خدماتی و محل سکونت خدماتی و محل سکونت از وظایف و مسئولیت های کمیسیون می باشد .
ارائه پیشنهادات به حکومت راجع به عملکرد قوانین موجود تا آنجا که به نابرابریهای جنسی مربوط می شود، از وظایف کمیسیون مذکور می باشد.
یک کارکرد مهم کمیسیون ، مشاوره با شما و راجع به حقوق شما می باشد ؛ حقوقی که در قوانین مربوط به «رفع » تبعیض جنسی و مرتبط با پرداخت حقوق مساوی وضع گردید.
جنبش دفـاع از حقـوق (حق رای )
جنبش دفاع از حق رای زنان، که از ابتدای قرن بیستم تا پایان سال 1918 ادامه یافت ، دستیابی به حق رای مساوی با مردان در انتخابات پارلمانی را پیگیری می کرد . این جنبش در مقابله با ایده غالب مردان در تعیین حیطه اختیارات و وظایف زنان در جامعه ، با مبارزه ای طولانی و خشن همراه بود . جنبش مذکور مبارزه بزرگ زنان برای دستیابی به حقوق برابر با مردان بود و ایجاد تغییر در ایده های رایج (در مردان و نیز در زنان) راجع به نقش زنان را در برنامه کار خود قرار داد. زنان طی جنبش برابری طلب و برای نخستین بارموفق شدند که به قدرت سیاسی دستی پیدا کرده و به « مجلس » راه پیدا کنند.
دو جنگ جهـانی
زنان طی جنگهای جهانی اول (18-1914) و دوم (45-1939) در کارخانه ها و مزارع مسئولیتهای شغلی بر عهده داشتند ، مسئولیتها و نقشهائی که قبل از آن بر دوش مردان بود و اکنون مردان آن نقشها را ، به جهت ایفای نقش سربازی در جبهه ، به زنان محول نمودند . زنان طی این سالها ، توانایی و لیاقت خود برای ایفای نقش در « مشاغل مردانه » را نشان داده اند و با این ترتیب بود که ایده های مردم راجع به نقش زن بتدریج تغییر کرد.
خـانواده کوچکـتر
تقلیل بعد خانوار ، علت و هم نتیجه بهتر شدن (ارتقاء) پایگاه زنان می باشد . زنان ، در پی بهتر شدن موقعیت و پایگاه اجتماعی ، وقت کمتری صرف بچه داری نموده و فرصتهای بیشتر برای ورود به مشاغل درآمدزا بدست آوردند.
در شرایط امروزی و بطور متوسط ، چهار سال از عمر مادر صرف بارداری و نگه داری بچه می گردد و امید زندگی زنان در قیاس با قرن نوزدهم بالاتر رفته است و معنای دیگر جمله این است که فرصتهای کاری و شغلی زنان در بیرون از خانه محدود بوده است.
فرصـتهای شـغلی فـزونتر بـرای زنـان
زنان امروزی از فرصتهای شغلی بمراتب بیشتری برخوردار هستند و موانع اشتغال در بیشتر حوزه های شغلی ، از سر راه زنان برداشته شد زنان، علیرغم پیشداوری و تبعیض طلبی برخی از کارفرمایان آمادگی لازم جهت ایفای نقش در مشاغل مردانه را دارا می باشند.
فشارهای جنبش دفاع از حق رای زنان در طی دو جنگ جهانی و جنبش آزادسازی زنان ، زمینه ساز کاهش بدبینی کارفرمایان و کارگران مرد به زنان کارگر بوده است . افزایش فرصتهای شغلی زنان با توسعه و تولیدات صنعتی و گسترش صنعت و با گسترش درجات تحصیلی (تحصیلات عالی) در اقتصاد همراه گردید. بخش تحصیلات عالی با خدمات امور مالی ، امور اداری ،توزیع، جابجائی نقل و انتقالات اداری و خدمات اجتماعی مرتبط می باشد .
گسترش این بخش ، افزایش تعداد مشاغل چون منشیگری و کارهای دفتری اداری را به همراه داشت ، کارهایی که عمدتا بتوسط زنان انجام می گیرد . امتیاز مادر شدن و مرخصی زایمان ، این فرصت را به زنان می دهد که بعد از زایمان به کار برگردند و بدین ترتیب ، راه برگشت به شغل برای آنان باز می باشد.
واقعیت این است که اشتغال به کار در محیط بیرون از خانه ، مایه استقلال مالی زنان و مایه اقتدار بیش از پیش آنان در خانه و هم در جامعه می گردد.
آمـوزش اجباری بچه ها
اجباری شدن آموزش از سال 1880، خصوصا از سال 1944، اوقات سرپرستی و نظارت والدین بر فرزندان را کاهش داده است. زنان امروزی، نسبت به زنان در اوایل قرن بیستم ، فرصت بیشتری برای کار در بیرون از خانه دارند.
تکنولوژی در خانه
دستاوردهای حاصل از پیشرفتهای تکنولوژیک مایة بهینه شدن محیط خانه و بالا رفتن سطح استاندارد خانه داری گردید. از جمله شاخصه های استاندارد مذکور عبارتند از رواج سیستم گرمایش مرکزی، استفادة عموم از دستگاه های کار- صرفه 'Labour-Saving devices' (لوازم خانگی که نیروی کار یدی را به نحوی ذخیره سازی مینمایند) همچون یخچال فریزر، ماشین لباس شوئی، اجاق آشپزی مایکرووی ، جاروبرقی، مواد غذائی صنعتی همچون غذاهای منجمد و کنسرو شده ، و غذاهای فوری، بنظر میآید که پیشرفتهای مذکور با کاهش اوقات صرف شده در خانه داری همراه می باشد.
از نظر برخی ها، پیشرفتهای مذکور به معنای ارتقای سطح استاندارد خانه داری می باشد. بعنوان مثال، در پی ورود ماشین لباسشوئی به خانه ، شستشوی لباس در همه ایام هفته مقدور می باشد، برخلاف گذشته که یک روز در هفته به شست و شوی اختصاص داده می شد. لذا مردم بیش از گذشته می توانند لباسهایشان را تعویض کنند. همین امر ، دفعات اتوکشی لباسها را افزایش داده است. همچنین جاروبرقی امکان تمیزی بیش از پیش خانه ها را فراهم ساخته است.
جـنبش رها سـازی زنـان The Women ‘s Liberation Movement ‘
« جنبش آزادسازی زنان » طیف وسیعی از زنان را در بر می گیرد، زنانی که برای دستیابی به حقوق برابر با مردان مبارزه می کنند. جنبش مذکور نه یک گروه، بلکه گروههای متنوع با اهداف متفاوت از زنان- در بریتانیا و خارج از آن- را در بر می گیرد. این گروهها به اقتضای نیاز به ارتقای پایگاه اجتماعی زنان و تحقق بخشیدن حقوق آنان، متحد و یکپارچه گردیده اند و خواهان پایان بخشیدن به وضعیت مرد سالارانه و سلطه مردان در جامعه هستند . جنبش آزادسازی زنان، از دهة 1960، ایدة سنتی دربارة زنان و تصاویر کلیشه ای راجع به آنان را به چالش فراخوانده اند، تصویری که جای زن را در خانه محصور می نماید. جنبش زنان، رویکردهای عملیاتی زیر را اتخاذ نموده است.
· بهتر شدن امکانات در نگه داری کودکان در « کودکستان، مهدکودک »
· آزادی در جلوگیری (خودداری) از آبستن شدن و آزادی سقط جنین « خود مختار شدن زنان در انتخاب » سقط جنین یا خودداری از آن
· فرصتهای شغلی و مزد برابر (با مردان)
· حذف تبیض مالی و مالیاتی نسبت به زنان
· مقابله با خشونت علیه زنان
· حق زنان در دفاع از جنسیت زنان و ویژگیهای جنسی خودشان
جنبش آزادسازی زنانه از مردم انتظار دارد که در « فضای احترام متقابل »، برخورد برابرانه با زنان داشته باشند نه آنکه آنان را چون معشوق، خانه دار و مادر بنگرند.
بواسطه فشارهای اعمال شدة جنبش زنان بود که قوانین « برابری » فرصتها از مجاری قانونگذار به رسمیت شناخته شد و برخورد تبعیض آلود مردم با زنان، بواسطه جنسیت زنانه، رفتاری نامطلوب و غیر انسانی تلقی می گردد.
زنـان در کـار Women at work
کـار بی مـزد : کـار در خـانه « خـانه داری »
به هنگام طرح موضوع « کار زنان »، اشتغال درآمدزا در ذهن برخی ها تداعی میشود. کار بیمزد خانه داری « کار در خانه »، اشتغال بی درآمد میباشد که عمدتا بر دوش زنان گذاشته شده است . کار خانگی زنان یک « کار واقعی، شناخته شده است کاریکه، در مقایسه با اشتغال درآمدزای مردان، از پایگاه و وجهه به مراتب پایینتری برخوردار میباشد. برخی که خودشان خانه دار هستند، غالبا خانه داری را یک شغل بی ارزش میشمارند و در یک جمع بندی میگویند « من فقط یک خانه دار هستم».
« اوکلی » Okley در بررسيهايش به این نکته اشاره دارد که متوسط 77 ساعت کار هفتگی در انجام کارهای خانگی و وظایف خانه داری، بسیار بیشتر از متوسط کار هفتگی شاغلین در مشاغل درآمدزای بیرون از خانه میباشد. بااینحال، کار خانه داری از هیچیک از مزایای مشاغل درآمدزا- همچنین تنظیم ساعات کار، فرصتهای ارتقای شغلی، مرخصی استحقاقی، حقوق ایام بیماری – برخوردار نیست.
آنچنانکه در جدول زیر آمده است، زنان خانه دار، بسیار بیشتر از کارگران شاغل در مشاغل تولیدی سخت، دستخوش آسیبهایكاری چون یکنواختی، فرسایش و سرعت کار میباشند و لیکن برخلاف آنان، از مزایای کارهای سخت محرومند.
|
زنـان و تجـربه مشـکلات کـاری، یکـنواختی، چـندپارگی و سـرعت کـاری
مقـایسه وضـعیت کـار زنـان خـانه دار و کـارگران کـارخانه
درجـه و مـیزان سـختی به درصـد |
|
کارگران |
یکنواختی 1 |
فرسایش کاری 2 |
سرعت کار 3 |
|
زنان خانه دار |
75 |
90 |
50 |
|
کارگران کارخانه |
41 |
70 |
31 |
|
کارگران خط تولید |
67 |
86 |
36 |
منبع :A.Okley , The Sociology of Housework (Martin , Robertsonl ,
1. « یکنواختی » بر احساس کسل کننده و تکراری بودن کار دلالت دارد.
2. فرسایش کاری بر این نکته دلالت می نماید که کار به وظایف نامربوط تقسیم شده است بطوری که تمرکز حواس را از کارگر می گیرد.
3. سرعت کاری به انجام کار زیاد در زمان اندک اشاره دارد بنحوی که وقت کافی برای تمام کردن کار وجود ندارد و بنابراین باید با سرعت قدم برداشت.
هنوز هم کار در خانه و بچه داری، مسئولیت اصلی زنان تلقی می شود. همانطور که در جدول بالا آمده است . عمده مسئولیتهای کاری خانه و سرپرستی بچه ها- حتی در شرایطی که والدین ، هر دو ، به کار تمام وقت بیرون از خانه اشتغال دارند-بر دوش زنان است.
در سال 1987، 70 درصد زنان متاهل- از مجموعه زوجین با ازدواج رسمی یا بدون ازدواج رسمی- مسئولیت اصلی کارهای خانگی را به عهده داشتند. این وضعیت گویای دو شغله بودن زنان در مقایسه یا همسرانشان می باشد.
زنـان در مشـاغل درآمـدزا
تعدادی از فاکتورهای مذکور نشان می دهند که با تغییر موقعیت اجتماعی زنان در طی قرن بیستم، فرصتهای اشتغال زنان به مشاغل بیرون از خانه افزایش یافته است. زنان در سال 1991، حدود 43 درصد نیروی کار را تشکیل دادند، در حالیکه این نسبت در ابتدای قرن بیستم 30 درصد بود. در سال 1991، بیش از 75 درصد زنان واقع در سن کار، شاغل بودند.
بیشتر این زنان متاهل بودند؛ در ابتدای قرن بیستم، کمتر از 10 درصد زنان متاهل شاغل بودند اما این نسبت در سال 1990 به 60 درصد رسید، از هر 10 نفر زن، یک « زن تنها »، نانآور خانواده بود.
نـابرابری زنـان در مشـاغل درآمـدزا
نقش و پایگاه زنان در طی قرن بیستم، بتدریج ارتقاء یافت و زنان در دست یابی به فرصتها و حقوق ممنوعه موفق بودند، با اینحال زنان هنور هم در محیط کار و نسبت به مردان، در موقعیت نابرابر می باشند . همچنانکه « اوکلی » عنوان نموده علت اصلی این نابرابری آنست که جامعه تحت تسلط مردان است و به زنان به عنوان خانم خانه و مادر نگاه می شود . در بخش زیر ضمن ارائه تصویر کلی از موقعیت اشتغال زنان، نابرابریهای موجود در بازار کار را توصیف خواهیم نمود.
تقسـیم کـار بر مبنـای تـمایزات جنسـی
تقسیم کار برمبنای جنسیت بدین معناست که مشاغل به « مشاغل مردانه » و « مشاغل زنانه » تقسیم شده است . به اضافه اینکه زنان در مقایسه با مردان از مزد کمتر، احتمال (انتظار) ارتقاء موقعیت کمتر، و شنون پائینتر برخوردارند.
همانطور که در جدول آمده است ، زنان بندرت در مصادر حرفه ای و مدیریتی بالا بکار گرفته شده اند و زنان، در مقیاس سلسله مراتب شغلی، عمدتاً در مشاغل رده پایین شاغل می باشند. مشاغل دستی نیمه ماهر و مشاغل سطح پایین دفتر داری چون کار بایگانی و تایپ که مستلزم آموزش اندک بوده باشد یا ورود به آن مستلزم آموزش و مهارت خاصی نیست.
همچنین رسته های شغلی زنان بسیار معدود است ، 75 درصد از مشاغل زنان در چهار گروه متمرکز گردیده است:
دفتر داری ، فروشندگی، آشپزی، شست و شوی ، اصلاح موی سر، و دیگر خدمات شخصی.
جدول اشـتغال زنان و مـردان ، بریتانیا، 1990
جدول مـردان و زنان در مشـاغل حـرفه ای بالا در دهـه 1990
|
زنان (درصد) |
مردان (درصد) |
شـغل |
|
21 |
79 |
شاغلین متخصص (پزشک حقوقدان، استاد و . . .) |
|
14 |
86 |
پزشک مشاور یا ارشد |
|
8 |
92 |
کارمند ارشد دولت |
|
0 |
100 |
وزیر کابینه (1991) |
|
17 |
83 |
مقام ارشد حکومت محلی (ایالت) |
|
1 |
99 |
رئیس اجرایی حکومت محلی |
|
1 |
99 |
مهندس یا صنعتگر |
|
4 |
96 |
حسابدار |
|
18 |
82 |
دندانپزشک |
|
3 |
97 |
قاضی دیوان عالی(1991) |
|
14 |
86 |
وکیل مدافع |
|
19 |
81 |
مشاور حقوقی |
|
3 |
97 |
استاد دانشگاه |
|
1 |
99 |
رئیس بانک |
|
1 |
99 |
مدیر عامل شرکت |
|
1 |
99 |
ارزیاب رسمی (خبره) |
|
5 |
95 |
مهندس معمار |
منبع : كميسيون فرصت هاي برابر و گزارش از كميسيون انجمن هانسارد راجع به زنان 1990
اشـتغال زنـان
زنان عمدتا در مشاغل رده پایین و کم درآمد بکار گرفته میشوند که بدان «مشاغل زنانه» می گویند. «مشاغل زنانه» در راستای نقشهای خانه داری و سنتی مادری و خانم خانه دار بودن مشاغل زنان می باشد، و زنان برای ایفای نقش در آنان مشاغل آماده میشوند. مشاغل زنانه شامل سرویس دهی و خدمتگزاری ، شست و شوی و تمیز کردن، و کلیه کارهائی هست که زنان بطور سنتی در منزل انجام می دهند. همچنین پرستاری ، معلمی مدرسه ابتدائی ، منشیگری و کار روزمره دفتری، کارهای مربوط به تدارک غذا چون پیشخدمتی و دستیاری رستوران ، دستیاری در فروشندگی ، تصدیگری و کنترل ورود و خروج مسافران هتل، موارد ذیل را هم می توان بدان افزود: تصدیگری در امور تایپ و منشی ها ، مرتب سازی اشیاء و لوازم اداری ، تدارک چای ، تهیه کاغذ و مرتب کردن اتاق پس از ختم جلسات مقامات مافوق (معمولا از مردان) ، بچه داری در ضمن کار معلمی در مدرسه ابتدائی ، مواظبت از بیمار در ضمن پرستاری ، آشپزی، سرویس دهی و تمیز کردن میز غذا در ضمن تدارک آن.
کـار نیمـه وقـت
بیش از کارگران نیمه وقت در سال 1990، زن بودند و حدود 43 درصد زنان در مشاغل حقوق بگیر، پاره وقت اشتغال داشتند. تحقیقات نشان می دهد که کار پاره وقت بواسطة مسئولیت بچه داری و دیگر وظایف خانگی می باشد که بر عهده زنان هست. تعدادی از زنان بواسطة برخی مسئولیتها ، چون کار در خانه و بچه داری و رسیدگی به امور تحصیلی فرزندان ، در انجام وظایف، شغلی دستخوش محدودیت میباشند.
تعدادی اندک از واحدهای کاری به تسهیلات بچه داری مجهز می باشند. داشتن بچه های وابسته به مادر (زیر 16 سال) و بچه های کوچک ، مهمترین عوامل تعیین کنندة اشتغال یا عدم اشتغال زنان در مشاغل حقوق بگیر و پاره وقت می باشد. جدول زیر ، اهمیت رابطه بین وضعیت کار پاره وقت و بچه نابالغ داشتن را نشان می دهد.
شغل پاره وقت در وضعیت رکود اقتصادی ، شغلی آسیب پذیر است و شاغلین پاره وقت بیش از دیگران در معرض خطر بیکاری می باشد . قوانین حمایتی ، بعضاً شامل حال کارگران پاره وقت نمی شود و کارگران پاره وقت غیر عضو از حمایتهای اتحادیه محروم هستند.
فـرصـتهای شـغلی محـدود
زنان به دلایلی، چند از فرصتهای شغلی محدودتر از مردان برخوردارند. زنان، به دلیل نگرش کیلشه ای در مدرسه و در سطح گستردة جامعه از امکانات آموزشی لازم برای احراز « مشاغل بالا » و از اعتماد به نفس و خود اتکائی لازم محروم می باشند.
مردان زیادی هستند که درباره مشاغل حرفه ای و موقعیت ارشدیت زنان دستخوش پیشداوری می باشند طبق شواهد موجود ، تعدادی از مردان ، به کار تحت نظارت مدیران زن بی میل هستند و اعتقاد به برتری مردان در امر مدیریت و ریاست ، اعتقاد مشترک مردان است.
پندار عموم بر آنست که زنان مجرد برای ازدواج و بچه دار شدن ، حتی مشاغل خود را ترک می کنند.
خصوصاً به زنان متاهل نمیتوان اعتمادکرد، چرا که ، بنابرباور رایج، برای مواظبت از فرزندان مریض از کار غیبت میکنند. علیرغم پندارهای رایج ، تحقیقات انجام شده نشان میدهد که در شرایط یکسان، غیبت کاری مردان و زنان چندان تفاوتی با یکدیگر ندارد. با توجه به موارد ذکر شده می توان نتیجه گرفت که تربیت و آماده سازی زنان برای موقعیتهای ارشد، از ناحیه مدیران مرد مورد غفلت و بی توجهی میباشد.
ذکر این نکته ضروریست که زنان در حرفههای مناسب و آینده دار ، ممکن است که شغل خود را به قصد بچه دار شدن ترک گویند و در نتیجه ، فرصتهای حاصله از موقعیت برتر را از دست می دهند. دستیابی به مشاغل رده بالا مستلزم کسب الگوهای حرفه ای مستمر در دوره سنی 30-20 سالگی می باشد و زنان در سنین مذکور ، فرصت ارتقای شغلی را از دست می دهند چرا که در شرایط وضع حمل و زایمان قرار دارند، در حالیکه مردان می توانند به کارشان ادامه دهند و به موقعیتهای حرفه ای بالاتر دست یابند.
نکته نهائی اینکه جابجایی محل سکونت و تغییر مسکن زنان ، عمدتا برای ارتقای درجه شغلی شوهران می باشد تا برای خودشان. این حالت بیانگر قطع رابطة زنان با حرفه ، و شروع مجدد به کار در حرفه ای دیگر ، عمدتاً در سطح پايينتر میباشد. یعنی مردان به قیمت از دست رفتن فرصتهای شغلی همسرانشان به مراتب شغلی بالاتر دست می یابند.
مـحدودیت در دسـترسی به امکـانات کـارآمـوزی و آمـوزشـی
زنان،کمتر از مردان ، آمادگی و استعداد کسب آموزش و كار آموزي برای کارهائی با مهارت و مزد بيشتر را دارند .بیشتر زنان از کسب مهارتهای آموزشی و کارآموزی، و در نتیجه از کسب فرصتهای ترفیع محروم می مانند، زیرا کار فرمایان ، اولیا، معلمین ، و گاهی خود زنان هستند که کسب مهارتهای آموزشی و کارآموزی از ناحیة زنان را نوعی اتلاف سرمایه تلقی می کنند. کارفرمایان، کسانی که دیدگاه جنسی و نظرگاه مشابه دیگر آحاد اجتماعی نسبت به زنان دارند.
بر این اعتقادند که زنان کار خود را ، برای سرپرستی بچه ها ترک خواهند کرد. کارفرمایان با چنین دیدگاهی است که از سرمایه گذاری در اجرای طرحهای کلان آموزشی و کارآموزی زنان اجتناب می ورزند. در عوض، کارفرمایان ترجیح میدهند که زنان را در کارهای سبک با دورة آموزشی کوتاه مدت بکار گیرند، کارهائی که به راحتی بتوان نیروهای جدید را جایگزین کرد. معدود زنان آموزش دیده در مشاغل زنانه چون آرایشگری ، زیباسازی ، و کار دفتری اشتغال می یابند، مشاغلی که چشم انداز حرفه ای محدود با مزد اندک را در بر دارد.
مـزد کمـتر
در حالیکه « قانون برابری مزد » ، دریافت مزد برابر با مردان (با کار مشابه) را حق زنان می داند، کار زنان عمدتاً هم وزن (مشابه) کار مردان نیست و لذا زنان نمی توانند مدعی دریافت مزد برابر با مردان باشند. متوسط مزد دریافتی زنان حدود 70 درصد متوسط مزد مردان میباشد و دو سوم کل کارگران کم درآمد، به سال 1990، از جمعیت زنان بودند. عمده شاغلین در ده شغل کم درآمد، از زنان بودند. در یک نگاه سطحی میتوان این وضعیت نامطلوب را از اشتغال زنان در مشاغل نیمه وقت و سطح پایین دانست ، وضعیتی که با محرومیت از چشم اندازهای پیشرفت حرفه ای ، حمایت اتحادیة تجاری، برخورداری از مزد در ایام بیماری و تعطیلی ، و حق سنوات خدمت همراه میباشد و شامل حال اکثر مردان نمیگردد.
چرا زنان عمدتاً در مشاغل کم درآمد و رده پایین اشتغال دارند ؟
نتیجـه :
پیشرفتهای شگرف در موقعیت زنان در قرن بیستم ، خصوصاٌ در دهه های 1970 و 1980 حاصل گردید و پیشرفتهای مذکور از جنبشهای زنان نشات گرفت . وجهه نظرها راجع به زنان تغییر پیدا کرد و تبعیض جنسی کمتر مورد قبول قرار می گیرد. زنان بیش از پیش اعتماد به نفس پیدا کردند و درجهت کسب موفقیت و نفوذ بیشتر در جامعه حرکت می کنند.
در عین حال ،زنان با مسائلی چون فقر مواجه می باشند و از مجموعه زنان بچه دار 18درصد از آنها به تنهائی ، مسئولیت اداره خانواده را بر عهده دارند. هنوز هم ، مزد دریافتی زنان کمتر از مردان می باشد، زنان از امنیت شغلی و فرصتهای حرفه ای کمتری برخوردارند، و تعداد اندکی از زنان جامعه در مصادر اجتماعی بالا قرار دارند. کار در خانه و بچه داری ، که بعنوان مسئولیت اصلی زنان تلقی میگردد، توانائی زنان برای رقابت با مردان در مشاغل درآمدزا را تحت الشعاع قرار داده است. و میزان استقلال مالی آنها را کاهش داده ، قدرت و نفوذ آنان در جامعه محدود می نماید. علیرغم موفقیتهای حاصله در احقاق حقوق زنان در عصر حاضر، هنوز تا رسیدن به مرحله مطلوب و نیل به موفقیت برابر با مردان در جامعه فاصلة زیادی را باید طی کرد.
پروانه حسینی زواره