تبليغاتX
www.soc.blogfa.com

www.soc.blogfa.com

در حاشیه جامعه شناسی

ماکس وبر متفکر بزرگ جامعه شناسی

ماکس وبر

ماکس وبر از اصیل ترین چهره های تفکر اجتماعی به شمار می رود. وبر در 1862 در خانواده ای از طبقه بالای متوسط و پروستان متولد شد. نیاکان او از طرف پدر تجار و بازرگانان آلمانی، و از طرف مادر هیوگنوهای فرانسوی بودند. پدر او ، ماکس وبر پدر، در برلین وکیلی موفق و سیاستمداری لیبرال و ملی بود. وی پسر خود را با جهان مهیج سیاست مداری در دوران بیسمارک آشنا کرد. مادر او، هلن، زنی تحصیل کرده، با باورهای عمیق دینی و معتقد به انجام کارهایی در زمینه بهزیستی و رفاه اجتماعی بود، و باعث ترغیب رشد فکری و روحی وبر شد. بدین ترتیب دو قطب وجودی ماکس جوان مشخص می شود: یا باید در پی کسب قدرت بوده و با کارهای دولتی گذران کند و یا زندگی خود را وقف روح کرده و کار فکری داشته باشد. این دو گزینه و انتخاب، تمام دوران زندگی و کارهای او را شکل داد و در آخرین کار او : خطابه هایی درباره علم و سیاست به مثابه حرفه به اوج خود رسید.

وبر در دانشگاه های هامبولدت و برلین به تحصیل تاریخ اقتصاد پرداخت و رساله اش را در 1889 و دوره آموزشی تدریس در دانشگاه را در 1891 به پایان برد. بعد از این دورانف وبر با بی میلی وارد دنیای تدریس و دانش دانشگاهی شد. با این همه آرزو داشت که درگیر کارهای سیاسی نیز بشود. اما با مبتلا شدن به ضعف اعصاب در 1898 یعنی زمانی که دهه ی سوم عمر خود را سپری می کرد، امیدهای شغلی و حرفه ای که در سر داشت به یاس مبدل شد. به گفته ی همکار وی فردریش مانیکه بحران روانی وبر به دلیل کار زیاد و درگیری های خانوادگی به وجود آمد که از دیدگاه فرویدی ویژگی های برونی تعارض و عقده ی مشهور ادیپ را در خود داشت. دوره نقاهت او متاسفانه به کندی سپری می شد، و پس از شروعی درخشان در  دانشگاه های فرایبورگ و هایدبرگ ، سرانجام دو سال آخر عمر خود را در وین و مونیخ به تدریس مشغول شد. تمام کارهای عمده ای که وبر امروز با آن شناخته می شود از اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری گرفته تا کتاب ناتمام اقتصاد و جامعه که پس از مرگ وی به چاپ رسیده در دورانی که می توان آن را دوران آوارگی وی نامید، یعنی دهه ای که او دور از محیط امن دانشگاهی سپری کرد، نوشته شد. این کارهای پخته و جا افتاده را می توان نتیجه ی فرایند سخت بهبودی و حاصل پیروزی و غلبه برخود، به حساب آورد.

تنش های سازش ناپذیر و تضادهای عمیق فرهنگی و اجتماعی وجه مشخصه ی محیط پیرامونی وبر به شمار می آمد. گویی تمامی این رخدادها آیینه ای از بحران های فردی و شخصی او بود. این نکته ای بارز و روشن است که انقلاب صنعتی ، پس از اتحاد آلمان در 1871 ، قاره اروپا را به شدت تحت تاثیر قرارداد، و در نتیجه منجر به درهم ریختگی گسترده ی اجتماعی، توسعه ی سریع شهرها، آغاز تضادهای طبقاتی، و شکل گیری جنبش های سیاسی انقلابی شد. اما باید به خاطر داشت باشیم که در اواخر این قرن جنبش های فرهنگی جدیدی نیز در جریان بوده و از راه رسیدند از جمله در هنر و معماری ، ادبیات و تئاتر ، و نیز در آداب و رسوم مربوط به الگوهای جنسی و جنسیت. وبر این تنش ها را عمیقاً حس می کرد و از نزدیک نظاره گر آن بود. و به دلیل علاقه ، خلق و خو ، و روابط شخصی ، وبر خود را در مرکز این جریانات متلاطم می دید، و اغلب درصدد فهم و درک آنان ، پاسخگویی و واکنش نسبت به آنان ، یا مقاومت و مخالفت بر علیه این جریانات بود. چرا انسان ها این گونه زندگی می کنند. و چرا شیوه زندگی آنها تا بدین حد متفاوت است؟ نیروهای مادی که فرصت هایی را در زندگی انسان ها به وجود آورده و باعث ایجاد محدودیت یا گشایش در زندگی آنها  می شود کدام است؟

در 1920 یعنی در آخرین سال زندگی وبر، مناظره ای از طرف دانشجویان بین او و اسوالداشپنگلر که تز خود را درباره ی « افول غرب» ارائه کرده بود، ترتیب داده شد. وبر در پی این مناظره اظهار عقیده کرد که قلمرو فکری زمان او عمدتاً به وسیله نوشته های مارکس و نیچه شکل گرفته است. این دو تنف مضامین اصلی قرن بیستم را مشخص کرده بودند: موضوع عدالت اجتماعی، ماهیت اقتصاد سرمایه داری ،سرنوشت و سرانجام تمدن غربی، مسئله ی ارتباط ما با دانش و تاریخ، مدرنیته و عوامل نارضایتی از آن. وبر آثار این دو را مطالعه کرده ، به مضامین و موضوعات مطرح شده آنها پرداخته و با پیروان آنها به گفت و شنود نشست. وبر نیز مانند مارکس در تمام طول زندگی اش خود را یک اقتصاددان سیاسی می شناخت. بسیاری از بحث های وی  درباره ی ارتباط بین اقتصاد و جامعه شامل کند و کاو و بررسی پیگیر « برداشت ماتریالیستی از تاریخ» می شد. برداشتی که توسط فردی که وبر او را « متفکری بزرگ» می نامید، معرفی  و باب شده بود. وبر نیز مانند نیچه مجذوب نمودها و مسائل فرهنگی ، اعم از فرهنگ سنتی و مدرن ، و بخصوص تاثیر آن بر شخصیت و شیوه زندگی انسان شد. لذا بسیاری از مطالب جامعه شناختی و فرهگی وی به صورت واکنشی موشکافانه به آنچه وی آن را تعابیر« درخشان» نیچه می خواند ، درآمد.

اگر وبر نظریات فروید را نیز به مطالب خود افزوده بود، آنگاه اظهار نظر وی در مناظره با اشپنگلر در برگیرنده مسائل زمان ما نیز می شد. در واقع وبر برخی از مقاله های فروید را خوانده بود. واز کار روان شناسان تجربی نظیر وونت و ویلیام جیمز نیز اطلاع داشت اما حوصله چندانی برای « درمان از طریق گفتگو» و دیگر راه های درمانی جدید نداشت. در عوض وی مسئله ی خردگرایی که زمانی آن را « مفهومی به ظاهر ساده» خوانده بود – ماهیت، انواع و پیامدهای آن را از مباحث ذهنیت و روان استخراج کرد. زندگی و کار وبر تلاش بود برای مشخص کردن این حیطه ی بحث انگیز مباحث خردگرایی.

موضوعات اصلی

            وبر درباره ی دامنه وسیعی از موضوعات، از حوزه ی تمدن جهانی گرفته تا ماهیت پژوهش انسانی، به تفکری عمیق دست زد. برجسته ترین پرسش تحقیق سه جلدی کردن درباره ادیان جهان – یعنی اینکه چرا  سرمایه داری در غرب وجود دارد؟ هسته ی اصلی و کانون توجه ، شاهکار وی یعنی بررسی مقایسه ای رابطه ی بین دین و اقتصاد بود. وبر سپس از این مطالعات بهره برد تا درباره ی ماهیت آنچه وی آن را « وهم زدایی از جهان» و «خردگرایی» زندگی می نامید تحقیق کند. منظور از « وهم زدایی از جهان» و «خردگرایی» تمایل و گرایش کلی در فعایت ها و اعمال ما است به این که شکلی عقلانی و محاسبه گرانه پیدا کرده،  وجه مشخصه آن تکنیک و مهارت شود و تابع آزمون وسیله هدف باشد. در جریان این بررسی ها، وی همچنین در جستجوی روشن شدن ویژگی و خصیصه ی کار و حرفه در جهان مدیون بود، همانگونه که موضوع ماهیت اقتدار و قدرت و مسئله شناخت و شناختگر در علوم انسانی نیز فکر او را به خود مشغول می داشت.

 

رابطه بین دین و اقتصاد

            شهرت وبر بیش از همه مدیون مطالعات وی درباره ی اخلاق پروتستایی و روح سرمایه داری است. وبر تزی را مطرح کرد که پویایی شیوه ی تولید « سرمایه داری» را با ویژگی کار و خویشتن داری برگرفته از دین مرتبط ساخته و آنان را در یک حالت تبادلی با یکدیگر قرار می داد و به تبع آن بحث و تحقیقات و پژوهش های بی شماری آغاز شد و هنوز نیز نشانی از پایان آن نیست. وبر خویشتن داری را نوعی ریاضت خواند که متوجه عمل و کنش در اینجا و اکنون است، وی این ویژگی را به طور خاص، خصیصه ی اعضاء فرقه پروستان دانست. با توجه به این رابطه فرضی بین یک سیستم اقتصادی خاص و دین خاص، وبر ادعا کرد که « قرابتی گزینشی» را کشف کرده که به ما کمک می کند تا یکی از دلایل پیدایش و موفقیت سرمایه داری مدرن را بشناسیم. ویر منکر ارائه ی ارتباطی علت و معلولی یا بر شمردن شرایط لازم برای ظهور و پیدایش سرمایه داری بود، و این نکته ای است که اغلب مورد غفلت قرار می گیرد. با این همه وی به واقع معتقد بود که یکی از عوامل تسهیل کننده و پشتیبان اقتصادهای پویا و بازارگرا، که نوعاً در غرب دیده می شود در جنبش دین پیرایی و نظام های اعتقادی ضدسنتی نهفته است. در است نظام های اعتقادی ، کار ، پس انداز،  سرمایه گذاری، موفقیت در کارفرمایی، تصدیق و تائید شده و به طور خلاصه آنکه ایجاد ثروت یک تکلیف محسوب می شود. متعهد بودن به «تکلیف» یا «حرفه» وظیفه و مسئولیتی بی چون و چرا بوده و به معنی برآوردن خواست ها و نیازهای اخلاق عملی و تحقق شیوه ی زندگی است. این عقیده ی تکلیف که در اصل به معنی جستجو برای یافتن رستگاری دینی است، در طول زمان معنایی گسترده تر یافته و به معنی جستجو برای یافتن موفقیت و شهرت مادی درآمده است.

            البته وبر دریافت که در زیر لوای « سرمایه گذاری» که وی آن را « تعیین کننده ترین نیروی زندگی مدرن» می نامید، ویژگی ها و خصیصه های گوناگونی وجود دارد. سرمایه داری نیز مانند بیشتر اسامی انتزاعی در واژگان علم «مثالی» یا محض باشد، و نه یک موجودیت واقعی. پژوهشگر این نمونه ی مثالی را از میان رویدادهای پیچیده یرون آورده و آن را برای مقاصد تحلیلی  خود تدوین می کند. سرمایه داری به مثابه تولید برای بازار، جایی دیگر در تاریخ – به طور مثال در رم باستان – ظاهر شده بود. سرمایه داری به مثابه فعالیتی کارفرمایانه که هدف آن انباشتن پس اندازاست، در دولت – شهرهای ایتالیا در دوران رنسانس اهمیت پیدا کرده بود. همچنین سرمایه داری را می توان در طول تاریخ به عنوان مصادره اجباری اموال در همه جا یافت. اما نکته ای که وبر به آن اشاره دارد این است که این ترکیب و مجموعه ی مدرن و خاص نیروها – تولید برای بازار، انفکاک کار و تجارت از امور مربوط به خانه، محاسبه عقلانی نیروی به ظاهر « آزاد» کار، شیوه ها و روش های تکنیکی دفترداری، محاسبه عقلانی سود برای سرمایه گذاری مجدد – به معنی یک نظام جدید و پویاست، که با به کار افتادن آن جوامع سنتی در سرتاسر جهان دستخوش تحول و دگرگونی می شوند. در نظر وبر نقطه ی شروع این دگر گشت و دگرسانی جوامع (و نه البته تنها عامل آن) در گرگونی نظام اخلاقی –  و به بیان دقیق تر در چیرگی و نفوق جهت گیری تمایلات ریاضت گرایانه به سمت کار در این جهان و دست یابی به موفقیت های مادی – نهفته است. این طرز فکر و خصلت ، یعنی تمایل پیدا کردن به کار و فعالیت ،  مقدمات کار برای به وجود آمدن ویژگی خاص و متمایز فرهنگ غرب به عنوان یک کل و به عنوان یک تمامیت را فراهم می کند – در کلام وبر این ویژگی عبارت است از « خردگرای ویژه و خاص» این فرهنگ. بدین ترتیب این طرز فکر و خصلت نه تنها بر شیوه های تولید و مبادله فرهنگ غرب تاثیر گذاشت، بلکه علم و تکنولوژی ، ترتیبات حقوقی و سیاسی، نظام های اداری، و در کل زندگی فرهنگی را تحت تاثیر قرار دارد.

            مطالعه ی مقایسه ای وبر درباره ادیان جهان – در چین ، هند، در یهودیت باستان ، و مطالعه ی
برنامه ریزی شده وی درباره ی اسلام که ناتمام باقی ماند- به این منظور انجام شد تا نشان دهد که چرا و چگونه شرایط لازم برای بروز و ظهور طبیعی سرمایه داری مدرن در محیط هایی متفاوت از محیط فرهنگ غرب وجود نداشته است. در این ادیان ترکیبی از تصوف و ریاضت که جهان دیگر، بهشت یا نیروانا، در کانون توجه آن قرار داشت به پیامدهای متفاوتی که در تمدن آنان بروز کرد، مربوط است. در واقع به نظر وبر ریاضت و تصوف به طور ریشه ای با کاری که برای دست یابی به اهداف زندگی انجام می دهیم در تقابل قرار می گیرد. به همین ترتیب به عقیده ی او بین عملی که جهت آن به سمت دنیایی  است که در آن زندگی می کنیم و عملی که جهت آن به سمت جهانی خیالی در ورای تجربه و زمان انسانی قرار دار، تضاد اساسی و عمده ای وجود دارد. حداقل می توان گفت که پیامدهای این تفاوت جهت گیری وسیع و دامنه دار بوده ، چرا که همانگونه که بارها شاهد آن بودیم بسط و گسترش صورت های غربی در دیگر بافت ها چه این صورت ها طرد شده و چه از آنان تقلید شود- نوعاً باعث ایجاد مناقشه و تضاد در تمام سامان های سنتی می شود.

بسیاری از نوشته ها و نیز بسیاری از افکار بدیع وبر ، مانند مقاله های ناتمام وی درباره
موسیقی، به مضامین و موضوعاتی در جامعه شناسی فرهنگی می پردازد. با این همه، در جامعه شناسی گرایشی وجود دارد که این اثر وبر را در زمره موضوعات تخصصی جامعه شناسی به حساب آورده واین موضوع را در چارچوب این رشته درک کند. اما رواج مجدد مسئله فرهنگ و علاقه مندی به آن در تمامی علوم انسانی فرصتی را پدید آوردتا این جنبه از دیدگاه وبر در زمینه هایی نظیر هنر و ادبیات که وی در اواخر عمر خود شروع به مطالعه آنان کرده بود، بسط پیدا کند. بررسی و مطالعه پیدایش، توسعه و تحول، و عقلانی شدن حوزه خاصی از فرهنگ ، نظیر موسیقی یا نقاشی، یکی از مضامین اصلی تمدن است که نشان دهنده یکی از  جالب ترین میراث های وبری است.

 

منبع : کتاب متفکران بزرگ جامعه شناسی ،نوشته راب استونز ، ترجمه مهرداد میردامادی

 

 

         

سودابه پیرهادي

علوم تربيتي



[1] - فرقه فرانسوی پروتستان های کالونیست که در 1560 به وجود آمد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:12  توسط   |