انقلاب مشروطه در ایران
بهاره شریف مطلق
از هر دیدگاهی که به نهضت مشروطه ایران نظر شو د این تحول نقطه عطف تاریخ معاصر ایران به شمار می رود.مشروطه فقط یک پدیده اجتماعی ساده نبود بلکه از جهت سیاسی:اقتصادی و فرهنگی میراث قبلی خود را به چالش می خواند.با مشروطیت ایران وارد گردونه ای از تحولات شد که با خود الگو های تازه ای به ارمغان آورد.از سویی مباحث عدیده ای در باب حقوق انسان مطرح شد و برای نخستین بار تآملی نظری در میراث به جای مانده از گذشته صورت گرفت و تلاش های قابل توجهی __اگر چه ناکام __ برای انطباق آن با شرایط روز انجام گرفت. از دیدگاه اقتصادی ایران جزیی از دنیایی شد که باید زیر تآثیرات شگرف جهان سرمایه داری باشد و به مثابه یک کشور پیرامونی میزبان سرمایه دارانی گردد که بیش از همه در پی دستیابی به نفت و سایر منابع خام کشور بودند. کشف نفت همزمان با مشروطیت ایران __و نیز همزمانی رقابت های شرکت های بزرگ چند ملیتی در پهنه کشور با این تحول تاریخی __ نقش بسیار تعیین کننده ای در جهت گیری مشروطه داشت. برای نخستین بار در ایران گامهایی عملی برای ادغام در نظام جهانی سرمایه برداشته شد.از دوره ناصر الدین شاه بسیاری از مناسبات خارجی ایران تحت تاثیر کمپانی های بزرگ اروپایی که برای راه یابی به بازار ایران تلاش می کردند قرار داشت.این کمپانی ها البته با یک مشکل عمده روبه رو بودندو آن هم روسیه بود. این شرکت ها برای کسب سود از هر فرصتی بهره برداری می کردند. برای آنان نه قانون خواهی مردم ایران مهم بود ونه مشروطه طلبی آنان .مهم این بود که چگونه می توا ن قدرت روسیه را تضعیف کردتا از بازار ایران سهم بیشتری عاید آنان گردد.این شرکت ها بدون تردید از بر هم خوردن نظم موجود برای نیل به اهداف منفعت طلبانه خود بهره برداری می کردندو ورود آنان به جنبش مشروطه و حمایت لفظی شان از این جنبش نه از زاویه باور به ضرورت استقرار قانون در ایران بلکه برای یافتن جای پایی محکم به منظور سرمایه گذاری در کشور بود. از دوره های گذشته علما به عنوان پناهگاه قدرتمند مردم بارها در حوادثی مثل امتیازنامه رویثر صریحا با ادغام ایران در نظام جهانی سرمایه به مخالفت بر خاسته بودند.
از سوی دیگر آنان همیشه بر مقوله ای به نام حفظ تمامیت اعتقادی و دینی مردم تاکید داشتند و بار ها نسبت به احتمال سست شدن باور های مذهبی مردم تحت تاثیر شرایط جهانی جدید هشتار داده بودند. برای آنان مشروطه مجالی بود تا بار دیگر دعاوی تاریخی خود را علیه دستگاه قاجار مطرح کند. البته مخالفت با سیاست های سلاطین قاجارمنحصر به این گروه از جامعه نبود بلکه دیوانسالاران و روشنفکران نیز از روند موجود ابراز نارضایتی می کردند. اینان نیز طیف گسترده ای از بابیان تا روزنامه نگاران و نویسندگان و سیاست مداران را در بر می گرفت اما بدون تردید نمی توان کلیه تحولات این زمان را به فعالیت های این دسته از افراد فروکاست.
با این حال به مشرو طیت ایران نمی توان به صورت یک رویداد تک عاملی نگریست.
این تحول تاریخی محصول بستر سازی های سیاسی _اقتصادی_فرهنگی_دینی و اجتماعی بود که دست در دست یکدیگر به آن خیزش تاریخی منتهی گردد. در واقع همه عوامل لازم برای تحول اجتماعی در این مثقطع از تاریخ کشور وجود داشت تا آن جنبش را خلق کند. البته همزمانی مشروطه با این تحولات نباید این ذهنیت را به وجود آوردکه مشروطه ایران زاده عواملی بود که برای توده های مردم ناشتاخته بود . مردم به صورت ملموس با واقعیات زندگی خود مواجه بودند و نیاز به تحول را احساس می کردند
از سوی دیگر آنان به این واقعیت اذعان داشتند که با وجود شرایط موجود راه بر هر گونه احقاق حقی مسدود است. آنان دریافته بودند که باید زمانداران را حتی به زور وادار به پذیرش حقوق خود کنند.
سیاست جپاول گرانه ی روسیه و انگلستان از یک سو و جنایات و بی کفایتی دستگاه حکومت از سوی دیگر و نیز ارتقای سطح آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم در دوران پادشاهی ناصر الدین شاه جامعه ایران را به تدریج به سوی یک تحول عمومی پیش برد و منشا شورش هایی علیه استبداد و استعمار شد.
شورش و عصیان عمومی علیه سلطنت مطلقه و اعتراض به دخالت بیگانه اگر چه از نظر عقیدتی و مکتبی به کمال مورد نظر نرسیده اما تحت تاثیر دو دسته علل ریشه ای فکری و اقتصادی و نیز یک سلسله علل و عوامل شتاب دهنده ی موضعی و مقطعی سر انجام در دوره ی مظفر الدین شاه به اوج خود رسید و در قالب مشروطه خواهی جلوه کرد.
در حقیثقث شناخت واثقعیثات گذشته به همان گونه که رخ داده اند راه را بر شناخت تاریخی درست و تحلیل سیاسی واقع بینانه می گشاید و افق و امکانات پیش روی را به منظور برنامه ریزی در اختیار برنامه ریزان و سیاست مداران قرار می دهد.
انقلاب مشروطیت در نتیجه مظالم و فشار روز افزون شاه و شاهزادگان و حکام و ماموران دولتی به توده های محروم و نیز بر اثر مداخلات بیگانگان در همه امور کشور به وجود آمد. به گفته تاظم الاسلام کرمانی مردم چنان به ستوه آمده بودند که ((همین قدر منتظر بهانه یا اذنی از طرف علما بودند که دکان ها را ببندند)) تا با این قدرت نمایی دست عمال دولت و بیگانگان را برای همیشه از جان و مال و ناموسشان کوتاه کنند. حوادثی از قبیل به چوب بستن تاجر قند در تهران که در واقع جرقه هایی بود که بر مخزن باروت خشم مردم خورد و یکباره شعله های آتش انقلاب سراسر کشور را فرا گرفت.
((تکوین کانون بحران))
در آستانه مشروطیت ایران گرفتار بحران های بزرگ اقتصادی و سیاسی بود. ریشه اکثر این بحران ها به دوره ناصری و به عصر اعطای امتیازات به بیگانگان باز می گشت.
در باره این که چرا به شرکت ها و موسسات خارجی امتیازات اقتصادی داده می شد در جای دیگر به اجمال سخن گفته شده است. اما در اینجا باید گفت که علت عمده تلاشهای طرفین در بسیاری از موارد مسئله هند بود. محافظه کاران انگلیس بر این باور بودند که باید از فرصت افلاس اقتصادی ایران بهره جست و با اعطای وام به این کشور آن را در زمره کمر بند های امنیتی منافع بریتانیا در هند در اورد. حکومت هند انگلیس از این دیدگاه جانب داری می کرد و به همین دلیل بود که بعد از فراهم آمدن مقدمات مشروطه گرانت داف به حکومت هند تلگرافی ارسال کرد و خاطر نشان نمود که عین الدوله اطلاع داده است اگر انگلیس حاضر به پرداخت پول به ایران نشود دولت ناجار است با شرایطی سخت از روسیه وام دریافت کند .اخذ وام از روسیه آسان تر بود زیرا در این کشور زمام امور کشور در اختیار درباری قرار داشت که سلطه خود را به هر تقدیر و به هر شکل ممکن بر سراسر قلمرو امپراتوری خود اعمال می کرد اما در بریتانیا وضع تفاوت داشت. از قدیم الایام بین بخش های گوناگون هئیت حاکمه برینانیا در مورد برخورد با کشور هایی مثل ایران تفاوت نظر وجود داشت.
**زمینه های فکری انقلاب**
دو دسته زمینه های فکری در شکل گیری حرکت ضد استبدادی و ضد استعماری مردم ایران و بروز انقلاب مشروطه نقش داشت.
1) زمینه های فکری داخلی **از همان زمان صدر اسلام که مردم ایران با اندیشه های عدالت طلبانه و روش های حکومت عدل اسلامی آشنا شدند و بدون مقاومت در برابر ارزش های این آیین الهی تمکین کردند حکومت در نظر ان ها وسیله ای برای تامین عدالت اجتماعی و عمل به ارزش های اللهی در جامعه بود . قران به صراحت به مسلمانان آموخته بود که هرگز نباید تحت حاکمیت و اطاعت کافران در آیند . به همین دلیل تمکین از بیگانه کافر یا قرار گرفتن تحت سلطه او به معنای خروج مسلمان از قلمرو اسلام به شمار می رفت. بدین سان لازم بود هر مسلمان به اقتضای معتقدات مذهبی خود و با توجه به زمینه های فکری اسلامی با استبداد و استعمار مبارزه کند. 2) و زمینه های فکری خارجی ***
((انجمن سری در دوران مشروطه))
همزمان در ایران تحولاتی به صورت زیر زمینی جریان داشت. جنبش اجتما عی بزرگی که به نهضت مشروطه انجامید و بحران فراوانی در عرصه های سیاسی _اجتماعی و اقتصادی ایران به وجود آمد ریشه در جلسات و اجتماعاتی داشت که در اواخر دوره سلطنت مظفر الدین شاه فاجار و به طور مشخص از دوازدهم ربیع الاول سال 1322تشکیل می شد . تشکیل دهندگان این جلسات کسانی بودند که از سال های گذشته در نفش منتفدان اجتماعی و سیاسی جامعه قاجار ظاهر شده بودند و هر کدام از آنان به شکلی در تحولات ریز و درشت فراوان مشارکت داشتند . هدف این دسته از اجتماعات نه تنها مهار خود سری شاهان قاجار که حداقل در دوره مظفری به حضیض خود رسیده بودند بلکه همان طور که تحولات آتی نشان داد از بیخ و بن بر کندن حکومت قاجار بود. حکومتی که نزد توده های روشنفکر و روزنامه نگاران ایرانی به فساد و تباهی متهم می شد. محل تشکیل این جلسات باغ سلیمان خان میکده بود که در خیابان گمرک قرار داشت.
**آغاز حرکت مردم علیه استبداد مشروطه**
در اواخر عهد ناصری با توجه به مجموعه ی زمینه های مذهبی _سیاسی_اقتصادی و اجتماعی که به انها اشاره شد مردم به تدریج و به صورت پراکنده خشم خود را نسبت به شاه و درباریان آشکار کردند . قتل ناصر الدین شاه در واقع نشانه ی اوج گیری این خشم بود . پسر و جانشین او مظفرالدین شاه ک شخصیتی بیمارگونه و ضعیف داشت مدتی بعد از اداره امور کشور را به عین الدوله که فردی مستبد بود سپرد . خشونت های عین الدوله و دیگر درباریان و فقر عمومی و رکورد شدید اقتصادی کشور مردم را بیش از پیش به ستوه اورد و آنان را برای شورشی عظیم آماده کرد. تنها جرقه هایی لازم بود که این انبار عظیم باروت به آتشی گسترده تبدیل شود. اینک به برخی از حوادثی که به حرکت مردم و شورش عمومی سرعت بخشید اشاره می کنیم .
1)ماجرای مسیونوز 2)حادثه بانک 3)به چوب بستن بازرگانان و تعطیل بازار
((مشروطیت و موقعیت اقتصادی انگلیس))
تحرکات سرمایه داران انگلیسی در دوره مشروطیت ایران نتیجه مطلوب برای منافع بریتانیا به ارمغان آورد. ویلسون از مشاهده اوضاع و احوال حکومت تزارها به این نتیجه رسید که ماشین جنگی روسها از کار افتاده است. یکی از تبعات ضعف حکومت تزار تزلزل موقعیت آنها در ایران بود . برای انگلیسی ها مشروطیت ایران خود به خود اهمیتی نداشت بلکه مهم حفظ منافع امپراطوری بریتانیا در منطقه و هندوستان بود . دغدغه ی انگلیس ها با طرفداری از مشروطه ایران حفظ امنیت مالی تجار انگلیس بود . انگلیسی ها هم زمان دو سیاست را تعقیب می کردند سیاست دولت لیبرال پرداخت وام به ایران با مشارکت روسیه بود _جلب رضایت تزار برای انگلیسی ها بیشتر اهمیت داشت تا مشروطه خواهان ایران .
از طرف دیگر بخش خصوصی بر طبل خصومت با روسیه می کوبید نتیجه یکی بود یا تند رو های مشروطه به پیروزی می رسیدند یا با موافقت روسیه روند حوادث به شکلی که مطلوب دولتین باشد پیش می رفت. در هر دو حال بریتانیا ضرری نمیکرد . ار آن طرف رایس اعتقاد داشت که منافع انگلیس در ایران بالاخص در باره قرار داد دارسی هنگامی تامین خواهد شد که از آن قرار داد ها ((حمایت کامل سیاسی ))انجام گیرد. خطوط تلگراف که به سرمایه سرمایه داران انگلیسی اداره می شد در این زمره بود. نکته دیگری که برای سرمایه های انگلیسی اهمیت اساسی و حیاتی داشت این بود که باید از انحصار ورود نقره برای ضرب سکه توسط بانک استقراضی که از چند سال قبل تقاضا شده بود جلوگیری کرد زیرا این کار انحصاری را که بانک شاهنشاهی برای چاپ اسکناس از آن برخوردار بود بی ارزش می کرد . در دوره مجلس دوم با حمایت فراکسیون دمکرات این کار انجام گرفت.
از طرفی دیگر انگلیسی ها حمایت اقتصادی خود را در رقابت با روسیه می دیدند مثلا دولت لیبرال نمی خواست شعبات بانک استقراضی در سیستان تعطیل گردد زیرا این کار بیشتر ضرر داشت تا منفعت.
بانک ملی هم که در دوره مجلس اول لایحه تاسیس آن مطرح گردید مغایر با منافع انگلیسی ها نبود زیرا بنیانگذاران مثل جمشیدیان و جهانیان ازپارسیان هند بودند و سرمایه های آنان در پیوند عمیق با سرمایه های فراملیتی بود . از آن مهم تر این که سرمایه آن به اندازه ای نبود که بتوانند با بانک شاهی رقابت کنند.
رایس که سیاست رسمی دولت متبوع خود را نماینگی می کرد نامه ای به دولت ایران نوشت و برخی مواد آیین نامه تشکیل بانک ملی را با حقوق بانک شاهنشاهی مغایر دانست. او در ملاقات با صنیع الدوله رییس مجلس وی را تهدید کرد که اگر روند مزبور ادامه یابد نارضایتی انگلیس را د ر پی خواهد داشت.
برخی شرکت های اروپایی علنا به مشروطیت ایران کمک می کردند . در بندر لنگه مستر براون رییس کمپانی ونکهاوس و شرکا وعده داد بابت هر محموله ای که وارد می کند مبلغی به انجمنی که از مشروطه حمایت می کرد بپردازد. یکی از اعضای برجسته این انجمن سدید السلطنه نماینده کنسولی روس بود.
در این حال محمد علی شاه مجلس را منحل کرده بود و حتی نمی توانست حقوق سپاهیان خود را تامین کند در حالی که در تبریز زد و خورد جریان داشت . مشیر السلطنه صدر اعظم به بیزو پیشنهاد می کرد جواهرات شخصی شاه را برای دریافت وام وثیقه قرار دهد اما باز هم نتیجه ای گرفته نمی شد . انگلیسی ها که قصد نداشتند به دولت مشیر السلطنه وام دهند تا آنجایی که ممکن بود راه پرداخت آن را دشوار می کرد تنها راه گرفتن پول بر گشت مشروطه بود.
سرپرستی کاکس نماینده حکومت هند انگلیس در خلیج فارس معتقد بود که مشروطیت ایران احتمالا باعث اختلاف در امنیت می شود و پیشرفت کارهای شرکت نفت را به تاخیر می اندازد.
به همین دلیل او دستور داد سرباز های هندی که مامور حفاظت از میادین نفتی بودند به هند مراجعت نکنند ویلسون که با گروه دیپلمات های بیریتانیا در تهران محشور بود و از منافع دولت متنوع خود دفاع می کرد .
**بحران در مشروطیت و زوال تدریجی حکومت قاجار **
پس از مظفر الدین شاه فرزندش محمد علی میرزا به سلطنت رسید . اگر چه محمد علی شاه در دوره ولیعهدی و حتی پس از نشستن بر تخت سلطنت موافقت خود را با مشروطیت اعلام کرده بود و به ظاهر از آن پشتیبانی می کرد اما طبیعت مستبد وی عملا مانع از آن بود که دست از حکومت مطلقه بکشد و تسلیم مصوبات مجلس شود بنابر این وی پس از رسیدن به سلطنت تلاش های مخفیانه ای را برای نابودی مشروطیت آغاز کرد . او در این کار از حمایت و تشویق های جدی روسیه نیز برخور دار بود. روس ها به دلایل زیر با انقلاب مشروطیت مخالف بودند.
1)شاه قاجار و هیئت حاکمه ی آن روز کاملا وابسته به آنان بودند و تضعیف دربار منافع این قدرت استعماری را به خطر می انداخت.
2)روسیه مطمئن بود که انگلیسی ها با نفوذ در رهبران مشروطه و نمایندگاه مجلس خواهند توانست دولت و مجلس را به سوی خود بکشند و علیه آنان بر انگیزند . به این ترتیب موقعیت روسها از نظر سیاسی و اقتصادی به خطر می افتاد و بازار بزرگ کشور ما از چنگشان خارج می شد .
**بی اعتنایی به مشروطیت و مشروطه خواهان**
ماهیت استبدادی محمد علی شاه از یک طرف و تشویق های روس ها از سوی دیگر سر انجام محمد علی شاه را به بی اعتنایی و سپس به بخالفت با مشروطیت واداشت. شاه اولین بی اعتنایی به مشروطیت را در مراسم تاج گذاری خود آشکار کرد و از نمایندگان مجلس برای شرکت در مراسم دعوت به عمل نیاورد. مدتی بعد هم زمانی که متمم قانون اساسی را برای تایید نزد او بردند از امضای آن خود داری کرد . ولی وقی با شورش مردم شهرهای مختلف و اعتراضات وسیع و نامه های علمای نجف مواجه شد به امضای آن تن در داد. با این حال وی همواره به دنبال یافتن راهی برای سرکوب مشروطه خواهان بود. سرانجام تصمیم گرفت مقام صدارت را به شخصی بدهد که سابقه ای طولانی در مخالفت با مشروطیت و حمایت از استبداد داشته باشد و این شخص میرزا علی اصغر خان امین السلطان معروف به اتابک بود.
امین السلطان نسبت به مشروطه خواهان و شاه سیاست دو گانه ای را در پیش گرفت. وی طبعا تمایلات استبدادی داشت اما مخالفت علنی با مجلس را نیز صلاح نمیدید.
لذا بسیار کوشید تا مجلسیان و شاه را بفریبد. او پس از مدتی مطالعه با راهنمایی انگلیسی ها به این نتیجه رسید که باید شاه و مشروطه طلبان را آشتی دهد.
در این کار نیز توفیق حاصل کرد و نوشته ای از شاه در حمایت از مشروطیت گرفت اما زمانی که پس از قرائت این دست خط مجلس را ترک می کرد هدف گلوله قرار گرفت و جان سپرد.
**به توپ بستن مجلس و آغاز دوره ی مشروطه و استبدادصغیر **
پس از کشته شدن امین السلطان مخالفان مشروطه ترسیدند و برای مدتی عقب نشینی کردند.
شاه بار دیگر به حمایت از مشروطیت سوگند یاد کرد و بحریکاتی که در تهران و شهرهای دیگر انجام می شد موقتا فرو نشست.
مدتی بعد محمد علی شاه مورد سوءقصد قراز گرفت اما آسیبی ندید . این سوءقصد که ظاهرا توسط خود شاه ترتیب داده شده بود وسیله ای شد تا وی بهانی ی لازم را برای مخالفت های صریح با مشروطیت به دست آورد و رسما به سرکوبی مشروطه خواهان مبادرت ورزد.
امین السلطان نسبت به مشروطه خواهان و شاه سیاست دو گانه ای را در پیش گرفت.
وی طبعا تمایلات استبدادی داشت اما مخالفت علنی با مجلس را نیز صلاح نمی دید .
لذا بسیار کوشید تا مجلسیان و شاه را بفریبد.
او پس از مدتی مطالعه با راهنمایی انگلیسی ها به این نتیجه رسید که باید شاه و مشروطه طلبان را آشتی دهد .
در این کار نیز توفیق حاصل کرد و نوشته ای از شاه در حمایت ار مشروطیت گرفت اما زمانی که پس از قرایت این دست خط مجلس را ترک می کرد هرف گلوله قراز گرفت و جان سپرد.
**رسائلی که در مخالفت با مشروطه نوشته شده است **
ظاهرا قدیمی ترین رساله ای که در رد مشروطه نوشته شده و حاوی استدلالاتی در باره ضدیت این نظام سیاسی با شریعت است رساله کشف المراد من المشروطه و الاستبداد است.
نویسنده رساله محمد حسین بن علی اکبر تبریزی از علمای مشروطه خواه است.
نسخه خطی رساله که مورد استفاده نگارنده قرار گرفته در شعبان 1325 قمری تحریر شده است.
اهمیت رساله در اثبات دلایل ترجیح استبداد بر مشروطه و آزادی است.
نویسنده سه نوع مفهوم سیاسی را بر می شمارد :: مشروطه _استبداد و مشروعه
کشف المراد جامع ترین و صریحترین رساله سیاسی جناح مشروعه طلب است.
همچنین باید از رساله فوق العاده مهم تذکره الغافل و ارشاد الجاهل نام برد.
این رساله به شیخ فضل الله نوری برجسته ترین مخالف مشروطه منسوب است.
لوایح آقا شیخ فضل الله نوری از دیگر منابع مهم در شناخت اندیشه مشروعه خواهی است.
این لوایح در دوره اقامت اعتراض آمیز شیخ در زاویه حضرت عبد العضیم به رشته تحریر در آمده و به خوبی آراء و اندیشه های هواداران این جریان را نشان می دهد .
لوایح به کوشش خانم هما رضوانی در سال 1362 توسط نشر تاریخ ایران منتشر شد ه است.
**براهین شیخ فضل الله نوری در رد مشروطیت**
شیخ فضل الله نوری یکی از مجتهدان سر شناس تهران بود که در قضیه مشروطه خواهی ابتدا از آن حمایت می کرد. وی که به لحاظ فقهی مشخصا بر بهبهانی برتری داشت از همان ابتدا تعریف مشخصی از مشروطه ارائه داد و چنین می اندیشید که مراد از مشروطه این است که احکام شرع به رویه قانونی مبدل شود و موازین شرع بر امور جامعه حاکم گردد.
از جمله مسائل مشروطه ارائه نظریه در باب بنیادی ترین مفاهیم یعنی منشا قدرت بود .
از دید مشروطه طلبان منشا قدرت مردم هستند و این مردم اند که بنابر مصالح خود زمانداری را به ریاست بر انگیزد و یا او را عزل می کنند.
**سخنی در باب علما و مشروطیت**
پس از اوج گیری مبارزات مردم با الهام از اندیشه های اسلامی به رهبری روحانیت دست به قیامی سراسری زدند و دیو استبداد را در مقابل خواست های خود به تسلیم واداشتند.
عقیده ی بخش وسیعی از روحانیت و عده ای از مراجع آن زمان که به حمایت و رهبری نهضت بر خواسته بودند . عقیده ی بخش وسیعی از روحانیت و عده ای از مراجع آن زمان که به حمایت و رهبری نهضت بر خاسته بودند این بود که مشروطیت اگر چه با معیار های حکومت اسلامی منطبق نیست. اما آنان در قالب این نظام می توانند به بخشی از اندیشه های سیاسی و اعتقادی خود جامعه ی عمل بپوشانند و ضمن مهار کردن استبداد مطلقه قوانین اسلامی را تا حدودی به اجرا در آوردند.
آنان برای تحقق یافتن این منظور تلاش های زیادی نیز در جریان تدوین قانون اساسی به خصوص متمم آن انجام دادند . متاسیفانه پس از یک دوره فعالیت وسیع با نفوذ جریان های فرصت طلب غرب گرا و بعضا وابسته به بیگانه آن ها متوجه شدند که نهضت مشروطبت به انحراف می روند و چنین بود که از حمایت آن دست کشید ند و بدون مقاومت جدی کنار نشستند .
بنابر این ادوار دخالت روحانیت و انقلاب مشروطه را به دو دوره تقسیم کرد::
1) از آغاز حرکت تا پایان استبداد صغیر
2) دوران پس از استبداد صغیر و فتح تهران
پس از پیروزی انقلاب مشروطه و با مشاهده نفوذ جریان های روشن فکری در مجلس و رهبری انقلاب شیخ فضل الله نوری به مخالفت بر خواست و خواستار استقرار مشروطه ی مشروعه شد.
وی می گفت که انقلاب مشروطه از مواضع خود منحرف شده است و عناصر مخالف اسلام در زیر لباس مشروطه خواهی قصد دارند اندیشه های غربی را جایگزین ارزش های اسلامی کنند.
بنابر این باید با قبول پیشنهاد های وی به اسلامی کردن مشروطه بپردازند.
مخالفت های شیخ فضل الله با مشروطیت و مشروطه خواهان تا زمان فتح تهران ادامه داشت.
فاتحان تهران پس از آن که بر اریکه ی قدرت تکیه زدند و وارث خون شهدای انقلاب شدند بسیاری از مستبدان را به حال خود گذاردند و حتی آنان را به مناصب دولتی گماشتند .
شاه را بدون محاکمه آزاد گذاشتند تا به روسیه برود و برای او مستمری نیز تعیین کردند اما چون وجود شیخ برایشان قابل تحمل نبود به سراغ او رفتند و وی را به اعدام محکوم کردند.
پس از کشته شدن امین السلطان مخالفان مشروطه ترسیدند و برای مدتی عقب نشینی کردند .
شاه بار دیگر به حمایت از مشروطه سوگند یاد کرد و تحریکاتی که در تهران و شهرهای دیگر انجام می شد موقتا فرو نشست. مدتی بعد محمد علی شاه مورد سو ء قصد که ظاهرا توسط خود شاه ترتیب داده شده بود وسیله ای شد تا وی بهانه ی لازم را برای مخالفت های صریح با مشروطیت به دست آورد و رسما به سرکوبی مشروطه خواهان مبادرت ورزد.
مشروطه به منزله سدی در برابر استعمار**
مشروطه و استقرار آن از دیدگاه نویسندگان رسائل مقوله ای دو بعدی بود از یک طرف از طریق آن در داخل کشور حقوق مردم پاس داشته می شد و از تعرض به کرامت خدادادی آنها جلوگیری به عمل می آمد و از طرف دیگر در عرصه خارجی دول بیگانه نمی توانست به بهانه هرج و مرج و بی قانونی از سر تحقیر به ایرانیان بنگرد و با آنها معامله ای بنماید که با طوایف خارج از دایره تمدن می کنند ضمن اینکه فرق باطله نمی توانند به مقاصد سوء خود نایل آیند .
اهمیت این نظرات وقتی قابل درک است که توجه شود در آن ایام دولتهای قدرت مند اروپایی به بهانه ی عمران و آبادی ممالک عقب مانده بر شئون اقتصادی و سیاسی آنها مسلط می گردیدند و حرث و نسل ملل را بر باد می دادند.
پس نویسیندگان رسائل اعتقاد داشتند که برای ممانعت از ورود استعمار چاره ای جز این وجود ندارد که مردم ایران اثبات کنند خود می توانند کشور را اداره نمایند و آن را به سر منزل ترقی و تعالی هدایت کنند .
**نتیجه **
مشروطیت مهم ترین حادثه تاریخی ایران در ابتدای قرن بیستم بود.
در آن حیث که باب گفتمان جدیدی را در عرصه کشاکش های فکری ایران باز نمود.
مشروطه از منظر اندیشه چالش های فکری جدید با تفکر سنتی بود .
برای نخستین بار عقلانیت که شاخص ترین وجه تجدد به شمار می آید تلاش کرد همه چیز را زیر چتر خود گیرد و ساخت قدرت و سامان اندیشه را به پاسخ گویی وادارد امری که پیش از این سابقه نداشت همگام با این مقوله فرایند عرفی شدن در ابعادی بی سابقه نمایان شد .
توجیه های خرد پسندانه و متکی بر فایده کلیه عرصه ها را در نوردید و ارزش های عرفی و غیر عرفی با ابتکا بر قاعده سود مند بودن از حیث عقل معاش از طرف اکثر مشروطه طلبان رواجی گسترده یافت .
قوانین موضوعه و ضرورت تبعیت از قرار دادها و میثاق های اجتماعی مورد تایید قرار گرفت.
دیگر پیوند های فوق عقلی _مبتنی بر سر سپردن به قدرت مسلط بر خلاف ادواد گذشته سست شد .
از طرفی لزوم اجرای قانون اساسی به عنوان میثاق ملی از طرف همه مورد تاکیید قرار گرفت.
مهم نبود که در مقام نظر چه عقایدی عنوان می شد و روشنفکران عرفی در باب مذهب و در دفاع از آن چه چیز هایی می گفتند مهم این بود که در مقام عمل چه چیز هایی وجهه همت قرار می گرفت.
منبع:
1- بحران مشروطیت در ایران - نوشته:حسین آبادی
2- تشیع و مشروطه در ایران - نوشته:عبد الهادی حائری
3- مبانی نظری در حکومت مشروعه - نوشته :حسین آبادیان
4- تاریخ مشروطه ایران. نوشته: احمد کسروی