رفتار انحراف آمیز
الناز آبگینه چی
تعریف: هر گونه رفتاری که با چشمداشتهای جامعه یا گروه معینی در داخل جامعه تطبیق نداشته باشد انحراف نامیده می شود.
انحراف به دوری جستن از هنجار اطلاق می شود و زمانی رخ می دهد که یک فرد یا یک گروه معیار های جامعه را را رعایت نکنند .
ما معمولا انحراف را به رفتاری منفی مانند بزهکاری یا جنون اطلاق می کنیم .
ولی فردی که معیار های جامعه را ندیده می گیرد و یا زیر پا می گذارد نیز به همین سان منحرف است .
رفتار و کنشهای انحراف آمیز را هنجار های اجتماعی حاکم بر یک فرهنگ مشخص می سازند.
رفتار یا کنشی که در یک موقعیت شایسته و پذیرفتنی است ممکن است در موقعیتی دیگر ناشایسته و نا پذیرفتنی باشد .
برای مثال ::افسر پلیسی که به یک قاتل فراری تیر اندازی می کند و او را می کشد (البته به عنوان اخرین چاره و در دفاع از خود ) حتی ممکن است به خاطر شجاعتش مورد تحسین نیز قرار بگیرد.
اما جنایتکاری که در هنگام دزدی به شخصی تیر اندازی می کند و او را می کشد با شدید ترین مجازات قانونی رو به رو می شود .
نمونه های انحراف در فرهنگ ما عبارتند از آدمکشی....تجاوز به عنف....دزدی .... همجنس بازی ... اعتیاد به مواد مخدر و فحشاء .
انحراف نخستین
در برخی موارد یک فرد در گیر یک عمل انحراف آمیز می شو د اما این انحراف او موقعیتی است و همیشه تکرار نمی شود .
این گونه انحراف موقتی را انحراف نخستین می نامند .
شخصی که در زندگی گهگاه به عمل انحراف آمیز دست می زند از نظر اجتماعی مطرود نیست زیرا سبک زندگی اش تحت چیرگی الگوی انحراف آمیز قرار نگرفته است.
مثال: شخصی که گهگاه جنسی را از فروشنده می دزدد و یا با اتومبیل از خیابان عبور ممنوع عبور می کند در واقع به نخستین صورت انحراف دچار است .
انحراف دومین
در دومین صورت انحراف فرد غالبا به رفتار انحراف آمیز دست می زند و همه او را منحرف می شناسند. جامعه یک چنین افرادی را غیر قابل قبول و ناخوشایند می داند.
مثال:آدمکشان و دزدان حرفه ای ---دائم الخمر ها و معتادان که پیوسته رفتار انحراف آمیز دارند منحرف به صورت دومین به شمار می آیند و جامعه نمی تواند رفتارشان را تحمل کند و سعی می کند آنها را با مجازات و یا نگهداری در بیمارستان های ترک اعتیاد وادار به تطبیق با معیار های اجتماعی کند.
انحراف فردی
شخصی که به تنهایی از هنجارهای جا افتاده جامعه اش منحرف می شود و در واقع آن هنجار ها را رد می کند منحرف فردی نامیده می شود .
مثال: جنایتکاری که به تنهایی کار می کند و پس از پیدا کردن قربانیش او را به قتل می رساند نمونه یک منحرف فردی است او با شخص دیگری همدست نمی شود بلکه کارش را به صورت فردی انجام می دهد.
انحراف گروهی
گروهی که به گونه ای دسته جمعی عملی بر خلاف هنجار های مرسوم جامعه اش انجام می دهد انحراف گروهی را مرتکب می شود .
انحراف گروهی فراوان معمولا در تداخل خرده فرهنگ منحرف جامعه انجام می گیرد .
در اینجا باید تاکید کرد که شخصی در این موقعیت بر طبق هنجار های خرده فرهنگش رفتار انحراف آمیز از خود نشان می دهد .
در واقع این خرده فرهنگش است که هنجار های جامعه را رد می کند .
گهگاه تهیین مرز میان مسئولیت فردی و مسئولیت گروهی از نظر اجتماعی دشوار می شود.
مثال: یک دسته نوجوان تبهکار که در جوامع غربی یافت می شود بهترین نمونه رفتار انحرافی گروهی را نشان می دهند عضو این دسته که از قواعد دسته اش پیروی می کند در واقع چشمداشتهای همگنانش را رعایت می کند ولی همگی اعضاء این دسته به گونه ای دسته جمعی معیار های جامعه متعارفشان را زیر پا می گذارند.
تبیین های زیست شناختی انحراف
برخی از جامعه شناسان بر این باورند که عوامل زیست شناختی مانند نقض جسمانی و وضعیت خاص را باید علت انحراف اجتماعی دانست.
توجیه های زیست شناختی با انتقادهای فراوان روبه رو بو ده و پشتیبانی چندانی را نتوانسته اند به خود جلب کنند.
سزار لومبروزو جرم شناس ایتالیایی سده نوزدهم پیشاهنگ دانشمندانی بوده است که می کوشند رفتار انحراف آمیز را بر حسب وضعیت جسمانی توجیه کنند .
او در نوشته هایش اظهار نظر کرد که یک جنایتکار از نظر زیست شناختی عقب افتاده تر از یک عادم معمولی است و از نظر وضعیت جسمانی به نیاکان ماقبل تاریخ بیشتر شباهت دارد تا به معاصرانش کارل گورینگ شاگرد لومبروزو که پس از مرگ او کارش را دنبال کرد کشف کرد که میان جنایتکاران و بقیه مردم تفاوت جسمانی مهمی وجود ندارد.
مثال: شخصی که آرواره ها و استخوان های گونه بیش از حد بزرگ چشم های عجیب و غریب __دست های بیش از اندازه بزرگ __انگشتان چاق و بلند و دندان های غیر معمولی دارد با الگوی جنایتکار لومبزوزو بسیار جور در می آید.
ولیام شلدون انسان شناس جسمانی آمریکایی سه وضعیت جسمانی اساسی را تشخیص داد که عبارتند از ::::گرد و چاق ____عضلانی ___استخوانی
شلدون کوشید تا شخصیت و رفتار فرد را به نوع بدنش مرتبط سازد او از تحقیقاتش به این نتیجه رسید کسی که جسم عضلانی دارد احتمال تبهکاریش از همه بیشتر است زیرا اینگونه افراد زورگو پر توان و عصبی اند .
او کشف کرد که افراد گرد و چاق مهمولا مهربان و آسایش طلب هستند ولی اشخاص استخوانی بسیار حساس و تا اندازه ای گوشه گیرند .
الئنور و شلدون گلوک بر اساس سنخ شناسی ویلیام شلدون در سال 1956 نتایج تحقیقاتش را منتشر کردند که در آن پانصد پسر جوان بزهکار با پانصد جوان معمولی مورد مقایسه قرار گرفتند
آنها کشف کردند که از نظر اماری در صد چشمگیری از جوانان بزهکار از سنخ عضلانی اند .
محققین در باره رابطه میان رفتار انحراف آمیز و الگو های توزیع کرو موزوم ها هنوز هم انجام می گیرد.
گر چه کوشش های گوناگون مجاب کننده ای بر ضد هر گونه نظریه مبتنی بر ارتباط این دو عامل نیز صورت گرفته اند طبق این نظریه یک مرد بهنجار الگوی کروموزوم xyدارد و یک زن بهنجار نیز الگوی xxرا نشان می دهد .
برخی از محققین بر این عقیده اند که افرادی که جنایتکار به دنیا می آیند الگوی کروموزوم xyyدارند.
مثال: ریچارد اسپک که در سال 1966 متهم به کشتن هفت پرستار در شیکاگو شده بود الگوی کروموزوم xyyداشت پس از کشف این قضیه محققین گوناگونی در ایالات متحد انجام گرفته بودند تا ببینند که آیا میان الگوی کروموزوم و رفتار انحراف آمیز هر گونه رابطه ای وجود دارد یا نه تا این زمان هیچ گونه دلیلی دال بر رابطه میان الگوی کروموزوم و انحراف پیدا نشده است.
تییین های روان شناختی انحراف
بسیاری از روانشناسان انحراف را بر حسب نقض شخصیت توجیه می کنند به این معنا که برخی از گونه های شخصیت بیشتر از گونه های دیگر به انحراف اجتماعی گرایش دارند.
زیگموند فروید خود را به سه بخش او خویشتن و فرا خویشتن تقسیم کرده است .
او بخش نا خود اگاه غریزی وادارنده و اجتماعی نشده خود را نشان می دهد .
خویشتن بخش خود اگاه و معقول خود را می نماید . به این بخش دروازه بان شخصیت نیز می گویند .
زیرا واسطه رابطه متقابل او و فرا خویشتن است .
فرا خویشتن به ان بخشی از خو د اطلاق می شود که ارزشهای فرهنگی را جذب می کند و به عنوان وجدان کار می کند آنهایی که به مکتب روان شناختی وابسته اند معتقدند که زمانی رفتار انحراف امیز پیش می آید که اوی نظارت نا پذیر و بسیار فعال در ترکیب با فرا خویشتن کم فعالیت ظاهر می شود حال آنکه در این میان خویشتن بی تفاوت می ماند و در راهنمایی رفتار فرد نقشی ایفا نمی کند .
مثال : هر گاه کسی گرسنه می شود و به غذا نیاز می یابد او از او می خواهد که با هر وسیله ای که در دسترسش است این نیاز را براورده سازد اگر فرا خویشتن بسیار ضعیف باشد و نظارت چندانی بر او نداشته باشد شخص وارد رستورانی می شود و غذای سر میز کسی را بر می دارد و می خورد .
در این مو قعیت خویشتن به این شخص خطر های احتمالی این عمل را گوشزد نمی کند و فرا خویشتن نیز به او علامت نمی دهد که این نوع رفتار از نظر اخلاقی و اجتماعی قابل قبول نیست.
تبیین های جامعه شناختی انحراف
جامع شناسان در تبیین علت های رفتار انحراف آمیز بر حسب اجتماعی شدن ناقص رهیافتهای گوناگونی را در پیش گرفته اند .
برابر با یکی از این رهیافتها فردی که درست اجتماعی نشده است هنجار های فرهنگی را در شخصیت خود عجین نمی سازد و برای همین نمی تواند میان رفتار شایسته و رفتار نا شایسته تمایز گذارد.
بنابر رهیافت دوم فرد منحرف نخست باید منحرف شدن را یاد بگیرد .
جامعه شناسان معتقدند که بسیاری از صورت های رفتار انحراف آمیز از شخصی به شخص دیگر را دارد .
رهیافت سوم انحراف را نتیجه نار سایی های موجود در یک فرهنگ و ساختار اجتماعی یک جامعه می داند هر جامعه ای نه تنها هدف های فرهنگی تجویز شده ای دارد بلکه وسایل اجتماعا پذیرفته ای را نیز برای دست یابی به این هدف ها در اختیار دارد .
هر گاه این وسایل در دسترس کسی گذاشته نشود احتمالا آن شخص به رفتار انحراف آمیز دست می زند .
ادوین اچ ساتر لند نظریه ای را در این زمینه مطرح ساخته اند که با رهیافت دوم در عبارت بالا همسان است .
ساتر لند می گوید برای آن که سخصی تبهکار گردد نخست باید یاد بگیرد که چگونه تبهکار شود.
او سپس ادامه می دهد که این یادگیری در نتیجه کنش متقابل اجتماعی فرد با دیگران حاصل می شود .
بیشتر افراد هم در معرض تماس با افراد یا گرو های غیر منحرف.
ساتر لند ارتباط با این گروه ها را بر حسب بسامد اولویت دوام و شدت اندازه گیری کرد
هر چه سطح تماس فرد با افراد یا گروه های منحرف بر حسب این چهار متغیر بالا تر باشد احتمال رفتار انحراف امیز شخص نیز بیشتر شو د و بر عکس اگر سطح تماس فرد با افراد یا گرو های غیر منحرف باز هم بر حسب این چهار متغیر بیشتر باشد احتمال رفتار غیر انحراف امیز شخص نیز بیشتر می شو د .
مثال : کود کانی که در محلات تبهکار نشین به دنیا می ایند به علت تماس با تبهکاران از بدو تولد استعداد بیشتری برای دست زدن به اعمال خلاف عرف دارند زیرا خلافکاری و تبهکاری را از بزرگتر های تبهکار محل یاد می گیرند .
بی هنجاری
مفهوم بی هنجاری را امیل دور کیم به جامعه شناسان معرفی کرد .
بی هنجاری به حالت عدم هنجار مندی یا بی ریشگی اطلاق می شود این حالت زمانی پیش می اید که چشمداشتهای فرهنگی با واقعیتهای اجتماعی سازگاری نداشته باشد رابرت کی کوشیده است تا بی هنجاری را به انحراف اجتماعی ربط دهد.
او می گوید که فرد در نتیجه فراگرد اجتماعی شدن هدفهای مهم فرهنگی و نیز راههای دستیابی به این هدف را که از نظر فرهنگی مورد قبول باشد فرا می گیرد.
هر گاه راه های مقبول دست یابی به این هدف ها برای فرد فراهم نباشد و او ناچار شود راه های دیگری را در پیش گیرد رفتاری ممکن است از فرد سر زند که به انحراف اجتماعی بینجامد .
مرتون چهار نوع رفتار انحراف امیز را که ممکن است در این رهگذر پدید ایند بر شمرده است اینها عبارتند از نوآوری ___مناسک پرستی ___واپسزنی و شورش .
نو آوری
زمانی پیش می اید که مردم هدف های فرهنگی را بپذیرند ولی وساءل اجتماعا پذیرفته شده برای دستیابی به این هدف ها را نپذیرفته باشند .
مثال: دزدان بانک نیز می کوشند به همان هدف هایی برسند که اعضای دیگر جامعه دارند گرد اوری ثروت اما آنها به جای کار شدید در یک شغل متعارف و پس انداز ماهیانه یک شبه می خواهند راه هزار ساله را طی کنند از این جهت بانک زنان قواعد جامعه را دگرگون می کنند و به نو آوری دست می زنند .
مناسک پرستی
زمانی رخ می دهد که شخص وسایلی را که یک فرهنگ برای دستیابی به هدف ها ارائه می دهد می پذیرد ولی خود آن هدف ها را رد می کند .
مثال: پرستار کشیک که در یک بیمارستان به جای فراهم آوردن وسائل درمان فوری یک بیمار وقت زیادی را صرف تهیه پروند ه پزشکی بیمار می کند نمونه یک مناسک پرست به شمار می آید .
واپس زنی
وقتی پیش می آید که شخص هم هدف ها و هم وسایل دستیابی به این هدف ها را که مورد قبول یک فرهنگ می باشند رد می کند .
مثال ______یک فرد الکلی که خانواده خانه شغل دوستان و سر گر می های دیگرش را رها می کند تا همه عمرش را در تنهایی صرف نوشابه های الکلی کند جامعه متعارف خود را یکسره واپس می زند .
شورش
هنگامی رخ می دهد که مردم هدف ها و وسائل دستیابی به این هدف ها را که مورد قبول یک فرهنگ می باشند رد می کنند و هدف ها و وسائل تازه ای را به جای آنها بر می گزیند .
مثال :گرو های انقلابی و شورشی که در صدد بر اندازی مهمترین ارزشها و هنجار های یک جامعه اند و می خواهند طرح نوینی را از نظر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی پیاده کنند نمونه یک رفتار شورشی را نشان می دهند.
بر چسب زدن منحرفان
تقریبا هر کسی گهگاه در زندگی به شیوه ای انحراف امیز رفتار می کند برخی از جامعه شناسان بر این باورند که مهمترین عنصر در سرنوشت یک فرد بستگی به آن دارد که آیا در حین ارتکاب عمل انحراف آمیز غافلگیر می شود یا نه آینده شخصی که در هنگام ارتکاب خلاف دستگیر می شود و بر چسب منحرف به او می خورد ممکن است به شدت تغییر کند .
وقتی یک فرد در حین ارتکاب عمل انحراف آمیز دستگیر می شود بر چسب هایی چون معتاد غیر عادی عجیب و غریب لات و یا دزد می خورد .
آدم های دیگر با این شخص بر حسب بر چسبی که به او خورده است رفتار می کنند و این برچسب بیشتر از هر منزلت دیگری که فرد به دست می آورد اهمیت پیدا می کند .
شخصی که خود را بر حسب این بر چسب باز می نگرد نیز متناسب با همین برچسب رفتار می کند.
او که خودش را منحرف تشخیص می دهد و می بیند که دیگران نیز با همین عنوان با او بر خورد می کنند ممکن است از جامعه متعارف دوری گزیند و به کسانی بپیوندد که بر چسبی همانند بر چسب او دارند .
در اینجا بر چسب منحرف تکلیف آینده یک فرد را مشخص می سازد .
فرد وابسته به طبقات اقتصادی اجتماعی بالاتر در مقایسه با کسانی که به طبقات پایین تر تعلق دارند امکان بر چسب انحراف خورد نشان کمتر است .
خرده فرهنگ منحرف
بخش مهمی از رفتار انحراف آمیز معمولا در چهار چوب یک گروه منحرف انجام می گیرد.
غالبا مردمی که در انحراف خاصی با همدیگر اشتراک دارند به منظور دو گانه حمایت متقابل و فراهم آوردن تسهیلاتی برای ارتکاب عمل خلافشان گرد هم می آیند خرده فرهنگ منحرف به طرز رفتار ارزشهای غالب و تفاهم متقابلی اطلاق می شود که اعضای یک دسته در آنها سهیمند ولی جامعه متعارف آنها را قبول ندارد.
پیوند خرده فرهنگ منحرف با بقیه جامعه گسیخته است زیرا این خرده فرهنگ از هنجار ها ارزشها و زبان و اصلاحاتی استفاده می کند.
بسیاری از افرادی که جامعه متعارف آنها را طرد کرده برای پیدا کردن منزلت آسایش وپذیرشی از نوع دیگر جویای پیوستن به خرده فرهنگ منحرف می شود .
آنها پس از پیوستن به این خرده فرهنگ فرا گردی از اجتماعی شدن را از نو آغاز می کنند تا قواعد رفتاری پذیرفته شده و نقش شایسته شان را در این چهار چوب جدید یاد بگیرند .
حجم انحراف
آمار های رسمی شاخص خوبی برای تعیین سطح انحراف در جامعه و تعداد افراد منحرف نیستند.
به علت اختلاف نظر در تعریف رفتار انحراف آمیز که از یک رویه قضایی به یک رویه دیگر تفاوت می پذیرد و انواع شیوه های اجرای قوانین مربوط به نظارت بر گونه های گوناگون انحراف اندازه گیری میزان انحراف بسیار دشوار است.
مثال:گزارش شورای فدرال تحقق در باره تبهکاری کامل ترین گزارش آماری از تبهکاری در ایالات متحده را به دست داده است اما در این گزارش تنها به خلاف هایی اشاره شده که به وسیله پلیس گزارش شده اند بسیاری از خلاف ها هستند که معمولا گزارشی از آنها به دست داده نمی شود جرم شناسان معتقدند که سطح واقعی تبهکاری در ایالات متحده ده برابر بیشتر از آن رقمی است که اف .بی. آی گزارش داده است .
منابع
- در آمدی به جامعه شناسی - ترجمه محسن ثلاثی
- مراحل اساسی اندیشه درجامعه شناسی- ترجمه باقر پرهام
- جامعه شناسی - تالیف ساموئل کینک
- نظریه های جامعه شناسی- ترجمه رضا فاضل و غلامعباس توسلی
